پیشنهاد‌های خشایار پارسی_دوست (١٥٧)

بازدید
١٦٢
تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

لنجون و لنجانی همان لنجان و لنجانی است که به خودمانی گفته میشود واگشت به لنجان شود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

نام یک نام خانوادگی است که به چم ( مژده دهنده ) است

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تار بافتن میتواند به چم به هم گره خوردن هم باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تنیده شدن با گره بافته شدن در هم گره

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به پارسی چندین همچم میتواند داشته باشد : اگر ( ثابت ) را به چم ایستاده ببینیم : استوار نشده پایدار نشده اگر بر چم آشکار شدن ببینیم : آشکار نشده ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : جنگ افزار سرد ابزار جنگی سرد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ابزار مگر افزار پارسی نیست ، چرا در آبادیس برابر پارسی دارد؟

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن یا گیروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش ( بگیرونش )

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن یا گیروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

گلگشت واژه پارسی به چم ، گشتن در گلزار است میتوان به چم نگریستن هم باشد خاطرات واژه بیگانه به چم یاد بود ها ، یادمان ها ، چیز های ای از گذشته است که ...

پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی این نوشته میتواند چنین باشد : رخ داده است روی آمده است

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : وطن : میهن ، زادگاه فدایی : جانسپار ، از خودگذشته فدایی وطن : جانسپار میهن ، جانسپار زادگاه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی می تواند : ستمگرانه زورگویانه سنگ دلانه بیدادگرانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ما اصفهانی به طویله میگیم طوله

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

ما به پایین کوه ، دامنه کوه میگویم پاشنه کوه.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه یکایی به چم "تک ، یک بودن " است میتواند چم "فردی ، شخصی ، خودی ، تنهایی" بدهد که از واژه "یک / یکا" می آید واژه های همسو میتواند از "یکتا" نام ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درمان رسان به این چم است که "کسی که درمان / چاره را می آورد / میرساند"

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درمان دهنده همان "بهبود دهنده" است جایگزین "شفادهنده" میتواند باشد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی آن میتواند : آسیب زا هراسناک نمونه : آن دشت بسیار خطرناک است نمونه پارسی : آن دشت بسیار آسیب زا / هراسناک / ترسناک است

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میتواند چنین چم های داشته باشد : راهی را در رهسپاری نکردن راهی را نرفته است اندازه نگرفته است

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین واژه "ادامه" میشود "دنبال" پس ، جایگزین پارسی این گفتار میشود : دنبال میکرد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به چم آن است که "چیزی را با بهرهمندی ساخت " یا "چیزی را به راستی / به درستی ساخت " برای آگاهی از واژه "بهوده" بازگشت به بهوده شود. پادواژه "بهوده" ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به چم آن است که "چیزی را بی بهره ساخت " یا "چیزی را ناراست/نادرست ساخت " برای آگاهی از واژه "نهوده" بازگشت به نهوده شود. واژه "مهوده" و "نهوده" هم ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به چم آن است که "چیزی را بی بهره ساختن " یا "چیزی را ناراست/نادرست ساختن " برای آگاهی از واژه "مهوده" بازگشت به مهوده شود.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی "رجوع" میشود "بازگشت" یا "برگشت" یا "واگشت" پس جایگزین گفتار "رجوع شود به" میشود : بازگشت شود به یا واگشت شود به

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میتواند جایگزین این واژه برای پارسی چنین باشد : به سرشت خویش نهاد خویش به خودی خود نمونه : طبعا آن حیوان وحشی است. نمونه پارسی : به سرشت آن جانور ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برخواب به چم "بیدار بشو" است نمونه : ز خواب نادانی برخواب بر چهره ات بخورد آفتاب تو نیکی را بکن بازتاب که بیدار شوی ز گرداب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نمونه برای بهره مندی از این واژه در نوشتار : از نخست این درخت کژپی بود ، و هیچ زمان بهوده نبوده است. واژه بهوده به چم چیزی که دارای بهره است از ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخنگان میتواند جایگزین "ادبیات" شود و میتواند از واژه "سخنجا" هم بهره برد به جایی که سخن ورزی میکنند یا هوسخنجا هو به اوستایی به چم "خوب" "نیک" است ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سخن جا به چم "جایی است که سخن ورزی میشود" همچمار با "سخنگان" است و جایگزین واژه "ادبیات" میتواند باشد. واژگان هوسخنجا و هوسخنگان هم به چمار آن است ک ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه هوسخنجا این واژه میتواند جایگزین واژگان "ادبیات" شود به چم "جایی که سخن ورزی نیک و خوب میشود" هو به اوستایی به چم "خوب" "نیک" است و هوسخنجا یا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه سخنگان این واژه میتواند جایگزین واژه "ادبیات" شود به چم "جایی که سخن ورزی نیک و خوب میشود" هو به اوستایی به چم "خوب" "نیک" است و هوسخنجا یا هوس ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به جایگزین واژه "علاقه شخصی" برای پارسی است به چم آن است که "خود / شخص" به چیزی دلبستگی یا علاقه دارد و آن را را یاری میدهد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر این واژه به پارسی میتواند چنین باشد : دلبستگی خود دوستاری اندیشه خود دلبستگی یکایی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پادبهرگی کژهوده کژپیمان کژپی = از "پی" که به چم "بنیاد" و "بهره" است که به چم آن میشود که : "به نادرستی بهر ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این واژه میتواند به چم "بهرمندی ناراست " یا "نادرست" هم باشد "ن" پاد کردن واژه "هوده" که به چم "بهرهمندی " است این واژه و واژه "مهوده" هر دو از دید ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این واژه میتواند به چم "بهرمندی ناراست " یا "نادرست" هم باشد "م" پاد کردن واژه "هوده" که به چم "بهرهمندی " است این واژه و واژه "نهوده" هر دو از دید ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی میتواند : چماریی باشد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیمان بهوده به چم "از پیمان به درستی بهرهمندی شده است" چرا که چنین است : به هوده به چم بهتر بهرمندی شده است به گونه فراگیر این واژه ناهمسان واژگان " ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیمان مهوده به چم "سو استفاده کردن" یا "از پیمان چیزی بهرمندی نادرست بردن " است پیمان مهوده و نهوده به یک چم است از "م" و "ن" برای پاد سازی بهرهمند ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نهوده به چم "سو استفاده کردن" یا "از پیمان چیزی بهرمندی نادرست بردن " است پیمان مهوده و نهوده به یک چم است از "م" و "ن" برای پاد سازی بهرهمند ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر واژه مخفف به پارسی می تواند این چند چیز باشد به اندیشه من : کوته شده سبک شده آمیخته شده ( به چم ترکیب شده با چند چیز ) کاهیده شده برای واژه ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٢

برابر پارسی این واژه میتواند چنین باشد : به گونه فراگیر نمونه : به طور کلی صورت آن جذاب بود نمونه پارسی : به گونه فراگیر چهره آن گیرا بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پادبهرگی کژهوده کژپیمان کژپی = از "پی" که به چم "بنیاد" و "بهره" است که به چم آن میشود که : "به نادرستی بهرهمندی شده است" کژبهرگیری نابهره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کژهوده به چم "چیزی که نادرست یا "ناحق" است " میتواند جایگزین واژه عربی "ناحق" شود و یا کژهوده برای سو استفاده از چیزی هم باشد چرا که چم "بهره" هم دار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کژپی به چم آن است که "پی" به چم "بنیاد" "پایه" چیزی و میشود "چیزی که بنیاد نادرستی دارد "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زمان کهن در لنجان جنگل بسیاری بوده است و نام لنجان به چم آن است که از دل جنگل بیرون آمده است چم نام لنجان را جایی در گذشته شنیده ام و گواهی بر درس ...

پیشنهاد
٠

زرین شهر مرکز شهرستان لنجان است و نام "ریز" نام پیشین زرین شهر است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین پارسی واژه "می بلعد" : می اوبارد، می اوبارید ، می خورد ، فرو میدهد در دهخدا هر دو واژه برای بلعیدن نوشته شده است : اوباردن. [ اَ دَ ] ( مص ) ...