پیشنهادهای خشایار پارسی_دوست (١٧٩)
چکامه نویس به چم "شاعر" و کسی است که چکامه و سروده یا چامه ای مینویسد.
چامه نویس به چم "شاعر" و کسی است که چکامه و سروده یا چامه ای مینویسد.
واژه ننه جون به چم ننه جان و مادربزرگ است ما بیشتر ننجون میگیم.
ما به مادربزرگ ، ننه جان به خودمانی میگیم ننجون ننه جون هم میگند یا ننه جان
چنین سبزه ها باز گشود گل درختان شاد ، مردمان بهبود ز بیم و بدی ز مردم ربود هر گلی بر مردمی گسیل کرد درود مردمان ز کهن آمده اند روان ز آسمان آمده ...
سایه ی مرغ کدخدا غاز است چو بر دیوار افتاده و در باز است دیدمان بر دیوار است و بس سایه غاز دیدیم و این آغاز است ( همینجوری سرودم ( : )
پارسی واژه شهید میتواند چنین باشد : جانسپار خدا جانسپار یزدان چرا که شهید به چم کسی است که جان خود را بر راه خداوند داده است پس شهیدان می شود : ...
سرچشمه آزاد بن مایه آزاد بن مایه باز در رایانه به چیزی میگویند که سرچشمه و دستورکار، ساختار ( کدهای آن ) های آن را به شیوه سراسر آزاد پخش کنند ، و ...
سرچشمه آزاد بن مایه آزاد بن مایه باز در رایانه به چیزی میگویند که سرچشمه و دستورکار، ساختار ( کدهای آن ) های آن را به شیوه سراسر آزاد پخش کنند ، و ...
به چم این است جایی بسیار سوت و کور و تنها یا آرام است یا هیچکسی آنجا نیست ما به خاک مرده پاشیدن میگیم دون مرده پاشیدن. به دون مرده یا دون مرده پاش ...
به جای که هیچکسی نیست و سوت کور گفته میشود برای نمونه : اینجا دون مرده پاشیدن اینجا هیچکسی نیست ، بسیار سوت و کور است.
به جای که هیچکسی نیست و سوت کور گفته میشود برای نمونه : اینجا دون مرده پاشیدن اینجا هیچکسی نیست ، بسیار سوت و کور است.
ما در گویش اصفهانی ( لنجان ) به دانه میگیم دون و هم میگیم دونه به چم تک و دانه است برای نمونه دون پاشیدن ، برای کشاورزی بهره مندی میشه برای دانه پاش ...
یه توپ های کوچک هم هستند به نام توپ شیطونک شیطون به چم : زبل ، چموش و در زمان های گیرا و سرزنده است
واژه شبونه خودمانی شده واژه شبانه است به چم در هنگام شب نمونه شبونه رفتن در هنگام شب رفتند
همچم این نوشته میتواند چنین باشد : دوران دگرگون شده است زمانه دگرگون شده است زمانه دست خوش دگردیسی/دگرسانی شده است این نوشتار به این چم است که د ...
پیام رسان داخلی را می توانیم به این گونه به پارسی نوشت : پیام رسان بومی پیام رسان درونی
یک زبان برنامه نویسی است که به دست مایکروسافت گسترش پیدا کرده است سی شارپ #C
در دنیای رایانه و برنامه نویسی به گردایه ای از نبیگ خانه ( کتابخانه ) ها گفته میشود که یک بنیادی را می سازند جایگزین واژه فریمورک به پارسی می تواند چ ...
جایگزین پارسی این میتواند چنین باشد : گردایه ای گردآمده ای انباشته شده ای
جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پیوندگر واژه : linker
جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : پیوندگر
لنجون و لنجانی همان لنجان و لنجانی است که به خودمانی گفته میشود واگشت به لنجان شود.
نام یک نام خانوادگی است که به چم ( مژده دهنده ) است
تنیده شدن با گره بافته شدن در هم گره
تار بافتن میتواند به چم به هم گره خوردن هم باشد.
به پارسی چندین همچم میتواند داشته باشد : اگر ( ثابت ) را به چم ایستاده ببینیم : استوار نشده پایدار نشده اگر بر چم آشکار شدن ببینیم : آشکار نشده ...
جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : جنگ افزار سرد ابزار جنگی سرد
ابزار مگر افزار پارسی نیست ، چرا در آبادیس برابر پارسی دارد؟
ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن یا گیروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش ( بگیرونش )
ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن یا گیروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش
ما در گویش بومی خودمان اصفهانی به روشن کردن میگیم گروندن برای نمونه : تلویزیون را روشن کن ما میگیم : تلویزیون رو بگرونش
گلگشت واژه پارسی به چم ، گشتن در گلزار است میتوان به چم نگریستن هم باشد خاطرات واژه بیگانه به چم یاد بود ها ، یادمان ها ، چیز های ای از گذشته است که ...
جایگزین پارسی این نوشته میتواند چنین باشد : رخ داده است روی آمده است
جایگزین پارسی این واژه میتواند چنین باشد : وطن : میهن ، زادگاه فدایی : جانسپار ، از خودگذشته فدایی وطن : جانسپار میهن ، جانسپار زادگاه
جایگزین پارسی می تواند : ستمگرانه زورگویانه سنگ دلانه بیدادگرانه
در گویش ما اصفهانی به طویله میگیم طوله
ما به پایین کوه ، دامنه کوه میگویم پاشنه کوه.
واژه یکایی به چم "تک ، یک بودن " است میتواند چم "فردی ، شخصی ، خودی ، تنهایی" بدهد که از واژه "یک / یکا" می آید واژه های همسو میتواند از "یکتا" نام ...
درمان رسان به این چم است که "کسی که درمان / چاره را می آورد / میرساند"
درمان دهنده همان "بهبود دهنده" است جایگزین "شفادهنده" میتواند باشد
جایگزین پارسی آن میتواند : آسیب زا هراسناک نمونه : آن دشت بسیار خطرناک است نمونه پارسی : آن دشت بسیار آسیب زا / هراسناک / ترسناک است
میتواند چنین چم های داشته باشد : راهی را در رهسپاری نکردن راهی را نرفته است اندازه نگرفته است
جایگزین واژه "ادامه" میشود "دنبال" پس ، جایگزین پارسی این گفتار میشود : دنبال میکرد
به چم آن است که "چیزی را با بهرهمندی ساخت " یا "چیزی را به راستی / به درستی ساخت " برای آگاهی از واژه "بهوده" بازگشت به بهوده شود. پادواژه "بهوده" ...
به چم آن است که "چیزی را بی بهره ساخت " یا "چیزی را ناراست/نادرست ساخت " برای آگاهی از واژه "نهوده" بازگشت به نهوده شود. واژه "مهوده" و "نهوده" هم ...
به چم آن است که "چیزی را بی بهره ساختن " یا "چیزی را ناراست/نادرست ساختن " برای آگاهی از واژه "مهوده" بازگشت به مهوده شود.
جایگزین پارسی "رجوع" میشود "بازگشت" یا "برگشت" یا "واگشت" پس جایگزین گفتار "رجوع شود به" میشود : بازگشت شود به یا واگشت شود به
میتواند جایگزین این واژه برای پارسی چنین باشد : به سرشت خویش نهاد خویش به خودی خود نمونه : طبعا آن حیوان وحشی است. نمونه پارسی : به سرشت آن جانور ...
برخواب به چم "بیدار بشو" است نمونه : ز خواب نادانی برخواب بر چهره ات بخورد آفتاب تو نیکی را بکن بازتاب که بیدار شوی ز گرداب