دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٧٢٧
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤,٥١١
لایک
لایک
٧٤
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٧

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ سال پیش
دیدگاه
٠

اواخرقرن 15 به معنی �پرده�بوده است. یا "روش آویزان کردن یک چیز ( مخصوصاً پارچه ) " که مربوط به سال 1797 است. برای بدست آوردن ( چیزی ) "قادر شدن" یا ق ...

تاریخ
٦ سال پیش
دیدگاه
١

"show means "appearance put on with intention to deceive he show me up در واقع به معنی " او نقاب را از چهره من بالا زد یا اینکه من را لو داد" دست من ...

تاریخ
٦ سال پیش
دیدگاه
-١

bring me up short Make someone stop or pause abruptly. 'he was entering the office when he was brought up short by the sight of John خشکم زد

تاریخ
٦ سال پیش
دیدگاه
١١

knockdown price قیمت های خیلی پایین ( یا زمین خورده در بازار ) اصطلاحا می گوییم قیمت ها در بازار زمین خورده

تاریخ
٦ سال پیش
دیدگاه
٠

knock about/around together باهم دور بزنیم

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.