پیشنهاد‌های مسعود رئیسی (٣٣٢)

بازدید
٧٦٧
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نحس بودن، مبارک نبودن، خوش یمن نبودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لذت نداشتن، خوش نگذشتن، لذت نبردن

پیشنهاد
٠

به کسی زور گفتن، به کسی ظلم و ستم کردن، در قدیم اربابان، برای گشت و گذار، نوکران و خدمتکاران خود را مجبور می کردند تا آنان را بر گردن خود سوار کنند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر شدن، مالامال شدن، پر شدن مکانی از چیزی، چیز زیادی را در مکانی رو هم گذاشته شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی زیادی را در مکانی روی هم انباشتن، مکانی را پر از چیزی کردن،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکل صحیح اصطلاح، پاچه خاری است. پاچه شلوار را خاراندن، به معنی گرد و خاک را از پاچه شلوار کسی زدودن و پاک کردن است. که معنای کنایه ای آن چاپلوسی کردن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

لازم به ذکر است پاچه شلوار در قدیم گشاد بوده. مثل پاچه شلوار مردان بلوچ و کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

در اصل پاچه خار است اما اکثرا این اصطلاح را با واژه پاچه خوار اشتباه می گیرند. در قدیم وقتی کسی میخواسته موضوعی و خواسته خود را با کسی مطرح کنه و از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان بلوچی به کسی که تو دل برو و جذاب باشد �دلاله� dalāla می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنبل، بی حوصله، کسی که حوصله بلند شدن از جای خود را ندارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبک جان مقابل گران جان و تنبل است. به معنای با حوصله، چالاک، کسی که همیشه حوصله انجام کار دارد. کسی که برای انجام دادن کاری، بهانه نمی آورد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بلوچی روتک rōtak به معنای روده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بلوچی روت rōt به معنای روده است. روده انسان یا حیوان. به آن روتک rōtak نیز می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان بلوچی raytā به معنی دیوانه و مجنون است. کسی که همیشه حرف های پوچ و بیهوده می زند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی، رمنده ramanda ب معنای دیوانه و بی خرد است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کتیچی: گوک gwak می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رپکو repkō: کسی که مکر و حیله کند. مکار، حیله گر، فریبکار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رپک راه repk - rāh حیله گری، مکاری، راه و چاره، چاره اندیشی، تدبیر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رپک در زبان بلوچی به معنای فریب، حیله، مکر، فن و هنر است. شاید رپک همان ریب عربی باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بلوچی به شغال، شگال šagāl می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان بلوچی به آن چلکن čelken می گویند. آبی که آلوده و کثیف باشد، آب گل آلود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برخی از گویش های زبان بلوچی نیز به دیوار، دیوال میگویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرفتار شدن، در بند افتادن، اسیر شدن،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان دراز، کسی که هر چیزی را انکار می کند. در بلوچی می گوین: کحبه زبان kahba zobān

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود را آرایش دادن، خود را زینت و زیور بستن، خود را زیبا کردن،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نزnez در برخی از گویش های بلوچی به معنای کِز و کز شدن است. جمع شدن، در خود فرو رفتن، در خود جمع شدن. پارچه ای که به دلیل چروک زیاد، یا آب رفتگی، در خ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی پروا، بی ملاحظه، بی تقوا،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منصرف شدن، انصراف دادن، کناره گیری کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داخل کردن، فرو کردن، جای دادن مثل: واژه های عربی را در زبان فارسی وارد کرده اند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی در جایی فرو کردن، چیزی در جایی وارد نمودن. مثل: پنبه را داخل گوش کردن

پیشنهاد
٠

در زبان بلوچی و گویش کتیچی، پترتن peterten می گویند

پیشنهاد
٠

به زبان بلوچی و گویش کتیچی، پترانتن peterānten می گویند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبتلا شپن، گرفتار شدن، دچار شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی سریع حرف زدن، پشت سر هم حرف زدن و سکوت نکردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی سریع، با عجله، با شتاب،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بلوچی چَوْچَل čowčalبه معنی، حقه، نیرنگ، فریب و مکر است. چوچل باز یعنی حقه باز، مکار، نیرنگ باز، کسی که اهل مکر و نیرنگ است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوچل باز یعنی حقه باز، مکار، نیرنگ باز، کسی که اهل مکر و نیرنگ است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل دیوانه ها رفتار کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر شخصی، هر فردی، هر انسانی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی عمومی، چیزی که عمومی باشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی که همه از آن استفاده رایگان کنند، چیزی یا وسیله ای که هر کسی می تواند از آن استفاده کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار ترسیدن، کنایه از ترسیدن زیاد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستمگری، ظلم کردن، ستم کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کُتیچی از گویش های بلوچی به چوشیدن، چوسیرن می گویند. چوس به معنای مکش هست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتاقانه به سمت کاری یا چیزی رفتن، با حرص و طمع زیاد به جایی رفتن، مشتاقانه به جایی رفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی یا کسی که کج و راست باشد، نوشته ای که خوانا نباشد و از سطر خارج شده باشد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کُتیچی میگویند: کنج کلانج konj - kalānj

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شتاب زده، کاری که با شتاب و عجله انجام شود. حرفی که با عجله زده شود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهربان بودن، شفقت داشتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دل افگارشدن، اندوهگین شدن، آزرده خاطر شدن، از دست کسی دل خون شدن