پیشنهادهای Oos Javad (٣٠)
آخرین آلبوم فدایی تا این لحظه در گیر و دار انقلاب ایران
نت نویسی با ناظم خطوط حامل نت
پیام جهانی است
به ایثار مردان سبق برده اند نه شب زنده داران دل مرده اند بوستان سعدی
هنوز از پیش تازیان می دوید که جو خورده بود از کف مرد و خوید بوستان سعدی
اسم اولین موجود دو پا روی زمین
چو مناع خیر این حکایت بگفت ز غیرت جوانمرد را رگ نخفت بوستان سعدی
خداوند زر برکند چشم دیو به دام آورد صخر جنی به ریو بوستان سعدی صخر جن : نام جنی است در داستان حضرت سلیمان
به دختر چه خوش گفت بانوی ده که : روز نوا برگ سختی بنه بوستان سعدی برگ سختی : میل به توان و تای آوری ، عزم و همت برای سخت و مشکل
به دختر چه خوش گفت بانوی ده که : روز نوا برگ سختی بنه بوستان سعدی روز نوا : دوران خوشی ، اوقات آسانی و راحتی
ملامت کنی گفتش ای باد دست به یک ره پریشان مکن هر چه هست بوستان سعدی به یک ره : یک رهه ، یک باره ، یکسره ، به کلی ، بالتمام ، فوری ، بی تردید
نه چون ممسکان دست بر زر گرفت چو آزادگان دست از او برگرفت بوستان سعدی دست برگرفتن : رها کردن ، از دست انداختن
گر او میبرد پیش آتش سجود تو واپس چرا میبری دست جود؟ بوستان سعدی
Pluribus ریشه لاتین داره به معنی : از میان جمعی به واسطه جمع لازم به ذکره در تاریخی که این متن رو مینویسم سریالی باهمین نام هم در حال پخشه و اگر ندی ...
صدر الدین أبو شجاع محمّد بن عبداللطیف بن محمّد بن ثابت. مشهورترین فرد این خاندان که به صدر خجند معروف مىباشد، و داستان سعدى که فرماید: یکى خار پاى ی ...
پدر مرده را سایه بر سر فکن غبارش بیفشان و خارش بکن بوستان سعدی مرحم بودن ، مراقبت ، دلداری
پدر مرده را سایه بر سر فکن غبارش بیفشان و خارش بکن بوستان سعدی هوا داری ، مراقبت ، تیمار کردن
پدر مرده را سایه بر سر فکن غبارش یبفشان و خارش بکن بوستان سعدی
طرز و طروق مختلفی برای بیانش هست مثال: مکن بر کف دست نِه هرچه هست که فردا به دندان بری پشت دست بوستان سعدی
کسی کوی دولت ز دنیا برد که با خود نصیبی به عقبی برد بوستان سعدی
کرم کن نه پرخاش و کین آوری که عالم به زیر نگین آوری بوستان سعدی
کم تجربه بی تجربه گرت مملکت باید آراسته مده کار معظم به نوخاسته بوستان سعدی
به پیکار دشمن دلیران فرست هژبران به ناورد شیران فرست بویتان سعدی
شنیدم که از پادشاهان غور یکی پادشه خر گرفتی به زور بوستان ( سعدی ) راهنمایی بفرمایید غور اینجا به معنی سلسله غوریان بکار رفته یا غور بمعنی پادشاه فا ...
شنیدم که در مصر میری اجل سپه تاخت بر روزگارش اجل بوستان ( سعدی ) از نمونه هایی که اجل به معنی جلال و عظمت معنی میده
حکایت کنند از یکی نیکمرد که اِکرامِ حَجّاج یوسف نکرد بوستان ( سعدی )
کناره، گوشه، دوردست
مشکوک سدن ، حدس زدن
باورم نمیشه ولی به معنی دیسک در بازی های دیسک اندازی هم ترجمه شده🤦🏽♂️
انصافا نمکه منتهی الان این فعله ، قید حالته یا چی؟