تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه های درگیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسپورت قلابی، پاسپورت جعلی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

My way or the highway" is an idiom meaning an ultimatum: "Do things my way, or leave/get lost" چیزی که من میگمه اگه نمیخوای بزن به چاک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از سرتم زیاده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او زیر سرمه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من را تو رودربایستی گذاشتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راز بمونه، به کسی نگو keep it secret

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سه سوته بی دردسر مترادف job done

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازی تمومه مترادف and thats it

پیشنهاد
٠

to be very busy doing a lot of different things

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پات رو از گلیمت درازتر نکن

پیشنهاد
٠

از قیافت معلومه، از چهره ات مشخصه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

to become unconscious for a short time

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از حال رفتن، از هوش رفتن

پیشنهاد
٠

چقدر از شما هزینه گرفت؟ چقدر باهات حساب کرد؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلام گرم مرا به او برسان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمیدانم کجا دیدمت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتاقانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همکار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من از دروغ گفتن عاجزم، دروغ از من سر نمی زند، از دروغ گفتن عاجزم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از این ایده صرفنظر کرد، بیخیال شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیات قرآن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوره ای از قرآن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقربه ساعت

پیشنهاد
٠

اگه فرصتش پیش بیاد، اگه موقعیت ایجاب کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

منسجم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبرستانی که کلیسا هم در خود دارد فرق آن با cemetry این است که کوچکتر است و کلیسا دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باد چوبی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاردستی ساختن ، هنر یا مهارت ساخت با دست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساز بادی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

willful ( us ) wilful ( uk ) both same synonym =delibrate

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتوبان بین شهرها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بزرگراهی که دارای تقاطع هستش و علائم راهنمایی بیشتری دارد معمولا اتوبان داخل شهرها مثل تهران را گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسباب کشی کردن و از منزل فعلی رفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسباب کشی کردن به منزل جدید متضاد Move out

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

معادل hand in your notice

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پای خود را کوبید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ljvhnt telphone booth

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

give in your notice

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعفای خود را نوشتن یا اعلام کردن معادل give in your notice

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاموش کردن آتش ، اطفا حریق کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extinguish something that is burning.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

a set of clothes worn for a particular occasion or activity

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکریز بی وقفه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In American English a line of people waiting for something is usually called a line, whereas in British English it is normally called a queue. The ve ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In American English a line of people waiting for something is usually called a line, whereas in British English it is normally called a queue. The v ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In American English a line of people waiting for something is usually called a line, whereas in British English it is normally called a queue. The ve ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمترین عناوین خبر، سر فصل خبرها، اهم اخبار،

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلبم یهو ریخت، قلبم وایساد