تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- توجه ویژه به چیزی که کسی گفته یا انجام داده است. I want to pick up on a point that Susan made about role models. می خواهم نکته ای را که سوزان در ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- start off: شروع/آغاز کردن - star out: اولش این جور شروع شد که . . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قدرت و اعتبار کسی را گسترش دادن/رشد دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهبود بخشیدن مهارت های ارتباطی و کار تیمی کارکنان یک شرکت با قرار گرفتن/دادن در فعالیت هایه تیمی برای ایجاد اعتماد و روابط کاری مؤثر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�slay - cation� ترکیبی از معنای slay و کلمه �vacation� است. slay cation زمانی است که کسی عمدتاً برای لباس پوشیدن، عکس گرفتن و ارسال محتوا به تعطیلات ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- حفظ جایگاه و قدرت در یک موقعیت چالش برانگیز. "Britain has begun to hold its own in world markets" "بریتانیا شروع به حفظ جایگاه خود در بازارهای جها ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- همون که دوستان گفتن ولی اینو اضافه کنم که: معمولاً برای اشاره به خود یا منافع فرد استفاده می شود He always looks out for numero uno before even th ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- آمادگی جسمانی خوب داشتن - سر و وضع تمیز و مرتب و منظم

پیشنهاد
٠

. . . there's nothing worse/better/more exciting/, etc than هیچ چیز بدتر/بهتر/هیجان انگیزتر/و . . . از این نیست که . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- عرض اندام کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگه به عنوان idiom ازش استفاده بشه: - دادن کمک بیشتر برای روند بهبودی سریع چیزی I jump - started his clockwork heart and brought him back to life من ...

پیشنهاد
٠

از ته دل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- گوشش ( به این حرفا ) بدهکار نبود won't/wouldn't hear of sth

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- هر روز که اتفاق نمی افته - هر روز خدا که نمیشه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از لاکش بیرون اومدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی زوده که درمودش چیزی بگم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گپ زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

go down adj, adv, n دریافت عکس العمل خوب/بد go down really well استقبال خوب شدن go down a bomb بسیار موفق/محبوب go down a storm کولاک کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

go down adj, adv, n دریافت عکس العمل خوب/بد go down really well استقبال خوب شدن go down a bomb بسیار موفق/محبوب go down a storm کولاک کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امیدوارکننده به نظر میرسد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

be/get soaked to the skin - موش آبکشیده شدن - تا گوشت و پوست تن خیس شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باران شدید باریدن زیاد بارون باریدن ( Idioms and phrasal verbs, Advance, Unit 21 )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جشنواره گلاستونبری، یک رویداد فرهنگی در فضای باز که شامل اجراهای موسیقی، هنرهای نمایشی و چیدمان های بصری است و در مزرعه ورثی در پیلتون، روستایی در حد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رئیس پلیس

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه برداری شیادی

پیشنهاد
٠

بار سنگین از رو دوش برداشته شدن

پیشنهاد
٠

بار سنگین از رو دوش برداشته شدن be a weight off your shoulders/mind

پیشنهاد
٠

بار سنگین از رو دوش برداشته شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

in business structure: تعداد مدیران ( ارشد ) نسبت به کارکنان, بیشتره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

- پر کردن بازار - عرضه بیش از حد به بازار

پیشنهاد
٠

keep/stay one step/jump ahead of sb یه قدم/اندازه یه پرش جلوتر بودن از کسی

پیشنهاد
٠

keep/stay one step/jump ahead of sb یه قدم/اندازه یه پرش جلوتر بودن از کسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

- مشابه Sales are up 20% on the corresponding period last year میزان فروش , بیش از 20 درصد مدت مشابه در سال گذشته می باشد - ناشی ( از آن ) - مربوط ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحت تهدید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک رستوران پایدار با کاهش ضایعات، صرفه جویی در انرژی و آب و تهیه مسئولانه مواد اولیه، تأثیرات زیست محیطی خود را به حداقل می رساند

پیشنهاد
٠

آماده و مهیا بودن در همه زمان ها است، چه شرایط مناسب باشد چه نباشد. in season: تو فصل و زمان مناسب و مساعد خودش out season:خارج فصل, نوبرانه و سخت ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میل غیرقابل کنترلی به دروغ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میل غیرقابل کنترلی به خرید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میل غیرقابل کنترلی به قمار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- کسی که مدت زیادی در یک مکان خاصی بوده طوری که به بخش جدایی ناپذیر محیط اطرافش تبدیل شده - قرار داشتن در وضعیتی که به ندرت مورد توجه قرا میگیره

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- have a foot in the door پای کسی به جایی ( حرفه, سازمان و . . . ) باز شدن - get a foot in the door فرصتی جدید برای شروع کاری جدید، معمولاً در حوزه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ورود به یک کسب و کار یا سازمان ( در حالی که low level هستیم, یعنی از سطح پایین شروع میکنیم ) ، اما در آینده همراه هستش با کسب شانس و موفقیت بیشتر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آجیل کوکتل می تواند به نوع خاصی از بادام زمینی ویرجینیا با هسته بزرگ یا به طور کلی تر به هر آجیل مخلوط بو داده و نمکی، که اغلب با ادویه طعم دار می شو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علاقه ی درهم برهم دیوانه وار ( استعاره از کاه هایی که به صورت نامنظم روی سقف خونه های کاهگلی استفاده میشه )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جمع آوری نکند go uncollected

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- آهنگسازی - ( مربوط به ساخت آهنگ ) می ساخت - آهنگ سازی می کرد

پیشنهاد
٠

have nothing/something/little/a lot to show for sth - چیزی برای ارائه نداشتن - یه سری چیزا برای ارائه داشتن - چیز کمی برای ارائه داشتن - خیلی چیز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان دادن علائم و نشانه هایی از وقوع چیزی

پیشنهاد
٢

از سر و تهش سردر نیاوردم/نفهمیدم