مدالهای Siberian Tiger
١٢٨
٧٩
١٤
٠
١٢
٢
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
hyphenated last name: نام خانوادگی خط دار که در بعضی کشور ...
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
crinkle cutter knife: چاقو برای برش های شکل دار
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
iron tablet: قرص آهن
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
mispronouncing: غلط تلفظ کردن یا نادرست بیان کردن. ...
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
rearrange guts: به معنی داشتن رابطه جنسی سخت به بیا ...
٦ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
beat guts: • به طور کلی به معنی داشتن رابطه جن ...
٦ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
emphatic pronouns: • ضمایر تاکیدی همون ضمایر انعکاسی ( ...
٧ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
sweat shorts: شرت های راحت و سبک و گشاد که برای ا ...
٧ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
right side out: • وقتی یه لباسی که پشت رو هستش رو ب ...
٧ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
fuckload: • اسمه ( noun ) و به معنی یه عدد بز ...
٧ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
can't be fucked: اصطلاح برای زمانی که نمی خواهی یه ک ...
٧ ماه پیش
ثبت اولین پیشنهاد
-
دیکشنری
-
٨ ماه پیش
انتخاب عکس پروفایل
-
همه
٩ ماه پیش
اولین دیسلایک کردن
-
همه
١٠ ماه پیش