دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٦٩
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٠,٢٦٥
لایک
لایک
٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

زواه. [ زِ ] ( اِ ) طعامی باشد که بجهت زندانیان مهیا سازند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

زوره. [ زَ / زُو رَ / رِ ] ( اِ ) بمعنی فقره است و فقره در عربی مهره های پشت را گویند و بطریق مجاز بر فقرات سخنان نثر استعمال کنند. ( برهان ) . فقره ...

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

زوژ. ( اِ ) زخم و جراحت شمشیر یا زبان. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ) . |

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

زوغ. ( اِ ) نهر و رودخانه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

زوله زدن

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.