پیشنهاد
٠

به گرد پای کسی نرسیدن، انگشت کوچیکه کسی هم نبودن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

خجالتی، توی موقعیت های اجتماعی دست و پاشو گم میکنه، دست و پا چلفتی از نظر اجتماعی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سر کار گذاشتن، دست انداختن کسی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

میتونه معنی چه کلیشه ای، چه قابل پیشبینی هم بده اگه با تعجب بیان شه

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

از دماغ فیل افتادن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

توی فارسی عامیانه، "pot stirrer" که به کسی گفته می شه که الکی جو می ده، فتنه به پا می کنه یا باعث دعوا و درگیری می شه، می تونیم این جوری ترجمه کنیم: ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تو فارسی خودمونی می تونیم بگیم: زد به سیم آخر سرِ طرف پرید بهش عصبانی شد و داد و بیداد راه انداخت ترکید سرش مثلاً: He blew up at his friend for ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حمله ور شدن به سمت کسی دویدن به سمت کسی با نیت حمله

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"چهاردست وپا برگشتن" یا به صورت عامیانه تر "خزیدن و برگشتن". این عبارت معمولا وقتی استفاده می شود که کسی با خفت و خواری یا پس از شکست به جایی یا نز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"گیر انداختن" یا "تو منگنه گذاشتن"

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رو کردن، واضح نشون دادن، تابلو کردن، ضایع کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Just a frog in a well" اصطلاحی هست که از یک داستان قدیمی چینی گرفته شده و به کسی اشاره داره که دیدگاهش محدوده و از دنیای بیرون خبر نداره. توی فارسی، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عجب سخنرانی ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیگه بریدم، دیگه توانم تموم شده، به مرز تحملم رسیدم، به آخر خط رسیدم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Outnumbered" به معنای "در اقلیت بودن" یا "عدد کسی به چیزی نرسیدن" هست. بسته به جمله و موقعیت، می تونه معانی مختلفی داشته باشه، مثل: "حریف عددی کم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

با پارتی بازی

پیشنهاد
٠

حرفم هنوز اعتبار داره، حرفم هنوز برو داره، هنوز رو حرفم حساب میکنن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همه چیز رو ریختن رو دایره، گند قضیه رو درآوردن، آبرو ریزی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح "put measures in" به معنی "اقداماتی انجام دادن" یا "تدابیری اندیشیدن" است. در محاوره، می توان آن را به شکل های زیر ترجمه کرد: یه سری کارا کرد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

skip the niceties تعارف رو کنار گذاشتن، رفتن سر اصل مطلب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سر کسی خلوت بودن، وقت آزاد داشتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست و پا چلفتی، کودن

پیشنهاد
٠

اصطلاح "wasn't the brightest bulb in the box" به معنی "خیلی باهوش نبود" یا "کله اش زیاد کار نمی کرد" است. این جمله به شکل طنزآمیز و کنایه ای برای اشا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترکوندن Set ablaze the internet ترکوندن اینترنت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویبره رفتن ( برای تلفن )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چند تا برگ برنده توی آستین داشتن