پیشنهادهای رزانا لاولی (٢٦)
به گرد پای کسی نرسیدن، انگشت کوچیکه کسی هم نبودن
خجالتی، توی موقعیت های اجتماعی دست و پاشو گم میکنه، دست و پا چلفتی از نظر اجتماعی
سر کار گذاشتن، دست انداختن کسی
میتونه معنی چه کلیشه ای، چه قابل پیشبینی هم بده اگه با تعجب بیان شه
از دماغ فیل افتادن
توی فارسی عامیانه، "pot stirrer" که به کسی گفته می شه که الکی جو می ده، فتنه به پا می کنه یا باعث دعوا و درگیری می شه، می تونیم این جوری ترجمه کنیم: ...
تو فارسی خودمونی می تونیم بگیم: زد به سیم آخر سرِ طرف پرید بهش عصبانی شد و داد و بیداد راه انداخت ترکید سرش مثلاً: He blew up at his friend for ...
حمله ور شدن به سمت کسی دویدن به سمت کسی با نیت حمله
"چهاردست وپا برگشتن" یا به صورت عامیانه تر "خزیدن و برگشتن". این عبارت معمولا وقتی استفاده می شود که کسی با خفت و خواری یا پس از شکست به جایی یا نز ...
"گیر انداختن" یا "تو منگنه گذاشتن"
رو کردن، واضح نشون دادن، تابلو کردن، ضایع کردن
"Just a frog in a well" اصطلاحی هست که از یک داستان قدیمی چینی گرفته شده و به کسی اشاره داره که دیدگاهش محدوده و از دنیای بیرون خبر نداره. توی فارسی، ...
عجب سخنرانی ای
دیگه بریدم، دیگه توانم تموم شده، به مرز تحملم رسیدم، به آخر خط رسیدم
"Outnumbered" به معنای "در اقلیت بودن" یا "عدد کسی به چیزی نرسیدن" هست. بسته به جمله و موقعیت، می تونه معانی مختلفی داشته باشه، مثل: "حریف عددی کم ...
با پارتی بازی
حرفم هنوز اعتبار داره، حرفم هنوز برو داره، هنوز رو حرفم حساب میکنن
همه چیز رو ریختن رو دایره، گند قضیه رو درآوردن، آبرو ریزی کردن
اصطلاح "put measures in" به معنی "اقداماتی انجام دادن" یا "تدابیری اندیشیدن" است. در محاوره، می توان آن را به شکل های زیر ترجمه کرد: یه سری کارا کرد ...
skip the niceties تعارف رو کنار گذاشتن، رفتن سر اصل مطلب
سر کسی خلوت بودن، وقت آزاد داشتن
دست و پا چلفتی، کودن
اصطلاح "wasn't the brightest bulb in the box" به معنی "خیلی باهوش نبود" یا "کله اش زیاد کار نمی کرد" است. این جمله به شکل طنزآمیز و کنایه ای برای اشا ...
ترکوندن Set ablaze the internet ترکوندن اینترنت
ویبره رفتن ( برای تلفن )
چند تا برگ برنده توی آستین داشتن