نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put something on hold: دست نگه داشتن از انجام کاری - نگه د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bore to tears: شدیدا خسته کننده و کسل کننده - در ح ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be out of the woods: خطر رفع شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
over the hill: زوار در رفته و پیر و فرسوده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
precarious situation: وضعیت بی ثبات؛ وضعیت مخاطره آمیز؛ و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gig: کنسرت زنده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the grid: شبکه برق رسانی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chat up lines: به صحبت هایی که مرد یا زن در شروع م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chat up lines: به صحبت هایی که مرد یا زن در شروع م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not the sharpest tool in the shed: آدم احمق - خرفت -
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pinch pennies: وضعیت مالی خوبی نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrimping and saving: صرفه جویی بخاطر شرایط بد مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrimping and saving: صرفه جویی بخاطر شرایط بد مالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a killing on sth: پول زیادی در مدت کوتاهی بدست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raking in the cash: خرپول - مایه دار - در پول شنا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walking encyclopedia: کسی که خیلی اطلاعات داره و به نوعی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
whiz: آدم نابغه و باهوش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if i had to take a guess i'd say: حدسم اینه که
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a hunch: حسم میگه - یه حسی دارم که . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am debating between: بین . . . و . . . . دو دلم - سر دور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the fence: قطعی نبودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stroke of luck: شانس در خونه را زدن - اقبال روی کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what rotten luck: چه شانس گندی! گه به این شانس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
what a relief: آخیش راحت شدم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a load off my mind: بار فکریم کم شد - یه دغدغه هام کم ش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get around to something: عزم کردن - اراده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the odds are that: احتمال میره که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the odds are that: احتمال میره که
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could not tear myself away from: از خیر چیزی گذشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bore to tears: شدیدا خسته کننده و کسل کننده - در ح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dying of boredom: از کسل بودن دغ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to look puzzled: متحیر ماندن - گیج بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be economical with the truth: هر راست را نگفتن - سانسور قسمتی از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the story is fishy: جریان مشکوک - جریان یا داستانی که م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fishy story: جریان مشکوک - جریان یا داستانی که م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pervert: شخص دچار انحراف جنسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sicko: روان پریش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sicko: روان پریش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
wince: اخم کردن ، چهره درهم کشیدن ، قیافه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wince: اخم کردن ، چهره درهم کشیدن ، قیافه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dirty look: چپ چپ به کسی نگاه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something on hold: دست نگه داشتن از انجام کاری - نگه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having a chip on one's shoulder: ناراحتی به دل داشتن یا کینه به دل د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go bent out of shape: به شدت ناراحت یا عصبانی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get panties in a wad: به شدت ناراحت شدن When I cancelled ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
having short fuse: کسی که زود جوش میاره و از کوره در م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get nose out of joint: عصبانی شدن We had to wait a while, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
as dry as a bone: خیلی خیلی خشک
٢ سال پیش
١