پیشنهادهای سینا جمالی (٤)
٣٨
٣ ماه پیش
١
( فعلی ) بلغور کردن ؟
٩ ماه پیش
١
[رفتار، ویژگی فردی] رو مُخ، اعصاب خردکن Now there are the pushy, obnoxious moms who try and get involved. Is it me? Have I been horribly pushy and ...
٩ ماه پیش
٢
تهِ دلِ کسی را خالی کردن. the whole idea of immigrating intimidates me اصلاً فکرِ مهاجرت ته دلم رو خالی می کنه
١ سال پیش
٤
بی خیالِ چیزی شدن از خون کسی گذشتن