پیشنهاد‌های نورالله یوسفی (١٠)

بازدید
٣٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ورامین این واژه به شکل برخشه تلفظ می شود. جرقه تغییر شکل یافته برخشه و برخشیدن است و درخشیدن و درخشش نیز همریشه با آن می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در گویش ورامین به لایه زردرنگ روی ماست کیماق یا کیماست می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ورامین به بز نر چپش و ماده آن را بز می گویند. نوزاد تازه به دنیا آمده را توغولی می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در گویش منطقه ورامین سین به معنای خورشید است درست مانند سان در زبان انگلیسی. مثل روستای ده ماسین که به معنای روستای ماه و خورشید است. یا شهر هرسین در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وین واژه ای پارسی است و در گویش پارسی منطقه ورامین به جای سرسبز وین می گویند. مثل روستای دهوین که در این روستا چون باغ و گیاه زیاد بوده دهوین می گفته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دب به معنای نوشتن است و از واژه اوستایی و پارسی باستان دپی آمده است. ادبیات، دبیر، دبستان، ادبستان، دبیرستان از ریشه دب می باشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

آغل تغبیر شکل یافته واژه آبخور است و در گویش مردم ورامین به محل نگهداری بز و گوسفند آغل می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش مردم ورامین غول دو معنا دارد: ۱. غول به معنای دیو و موجود بزرگ جثه ۲. غول به معنای عمیق و گود است. مثلا می گویند آب در این منطقه غوله که به م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

در گویش ورامینی به سگ ماده لاس می گویند. لاس از لیس زدن می آید. چون سگ ماده وقتی صاحب خود را می بیند به سمت او میرود و شروع به لیس زدن دست او می کند، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش ورامینی یعنی آدم خودسر و فضولی که از روی قصد به خاطر آزار کسی که از او خوشش نمی آیددر کاری که به او مربوط نیست دخالت می کند تا خرابکاری کند

١