نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get into: خود را غرق کاری کردن توجه خود را کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blast: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go to hell in a handbasket: بدتر شدن فاسد شدن خراب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweat like a pig: به شدت عرق کردن مثل خوک عرق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lardo: چاقالو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the showers: حمام رفتن ( در باشگاه )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to lift a finger: دست به سیاه و سفید نزدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over backwards: به آب و آتش زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's going on: در چه حالی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay up till all hours of the night: تا دم صبح بیدار ماندن تا آخر شب بید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat someone out of house and home: مدام تمام غذای کسی را خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can say that again: زدی تو خال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it made in the shade: به راحتی کاری را انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belch: بلند آروغ زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick out: با لگد بیرون کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raid the fridge: به غذای درون یخچال حمله کردن تمام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
basket case: آدم مضطرب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hear ya: باهات موافقم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up to: مشغول کاری بودن مشغول کاری مشکوک بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stone sober: کاملا هشیار [مخالف مست]
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barf up one's guts: به شدت بالا آوردن به شدت استفراغ کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh out of something: تمام کردن به تازگی جایی را ترک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuff one's face: پُرخوری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stuff one's face: پُرخوری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock what the cat dragged in: ببین کی از راه رسید! ببین کی آمد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give it a rest: از چرند گفتن دست کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught with one's pants down: مچ گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go under the knife: زیر تیغ جراحی رفتن عمل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go under the knife: زیر تیغ جراحی رفتن عمل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch someone red handed: مچ کسی را گرفتن سر بزنگاه کسی را دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch someone red handed: مچ کسی را گرفتن سر بزنگاه کسی را دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rag on: اذیت کردن دست انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cleaned out: تمام کردن ( اجناس، پول. . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forget that noise: امکان نداره!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
honker: دماغ بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
honker: دماغ بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
porker: آدم چاق آدم پرخور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a cow: عصبانی شدن ناراحت شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you say: نظرت چیه. . .
٢ سال پیش