پاسخهای Mim
باورِ من این است که " شالوده" ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...
دوری کنم از پارسیدوستان؟ نه، هرگز چنین نکنم. گفتم، هر پندار یک واژهُ همچنان همان گویم. گر نیک بنگری اکسپندُ اکستند نمونه ی ناسازگاری برای انچه گفتم نیست. اینان دو واژه اند که برای ...
به نزدیک اهل شریعت ، ارواح را قبل از اجساد خلق کرده اند ، هر یک در مقام معلوم ، و پس از مفارقت قالب ، به همان مقامی که داشت رجوع میکند ، روی چه حسابی به این اندیشه رسیدند که ارواح را قبل از اجساد آفریدند ؟ مگر شاهد بودند در آنوقت ؟
اون نبشته به پارسیِ و برای پارسایان. کسی که از هر ده واژه ش دوازده تاش عربیُ به خردِ ایرانی نزدیک نیست نمیتونه بفهمتش. از واژگانی که بر میگزینید اشکارِ اون نبشته راهنمای شما نخواهد بود. به گمونم نبشته ی تهمورس دینشاهِ.
به نزدیک اهل شریعت ، ارواح را قبل از اجساد خلق کرده اند ، هر یک در مقام معلوم ، و پس از مفارقت قالب ، به همان مقامی که داشت رجوع میکند ، روی چه حسابی به این اندیشه رسیدند که ارواح را قبل از اجساد آفریدند ؟ مگر شاهد بودند در آنوقت ؟
در نبشته ای کهن به نام بُندهش(آغازِ افرینش) که خردُ هستیشناسی ایرانی رو بازگو میکنه و هیچکدام از واژگانِ اهل شریعت،ارواح، اجساد، مقام معلوم مفارقت قالب در اون گزارش نشده، آورده شده که هرمزد نخست جهان را به مینویی (معنایی) افرید و سپس به ماده در آورد. مینو آن است که در اندیشه جاری ست. پیش از ساخت هم باید اندیشید.
باورِ من این است که " شالوده" ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...
درودی دباره بر فرتاش گرامی. پیشتر گفتم که بنواژه ساختن کار منُ شما نیست. میان بنواژه ها مینوهای فراموش شده ای هستُ تا زمانی که اون مینو رو بازنشناخته ایم نباید بنواژه بسازیم. بنواژه ها شک ...
باورِ من این است که " شالوده" ساخته شده از " بُن گذشته: شالود/شالوت" به همراه پسوند " ه" است؛ به دیگر سخن، ما می توانیم کارواژه یِ " شالودَن" را داشته باشیم. به روشنی این کارواژه " سببی(causativ ...
درود بر یاران مهربانم. هر آنچه میگویم، تنها گمانِ من است: واژه ی شالودن را باید بنواژه نامید نه کارواژه چرا که زمانی در خود نهان ندارد؛ واژه ی آفریدم کارواژه ستُ افری ...