دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
جمع کردن در زبان فارسی چهار معنی دارد ۱ - عمل جمع کردن ریاضی=افزودن ۲ - جمع کردن چیزی مانند جمع کردن پول و سرمایه=گردآوردن ۳ - جمع کردن کاری یا چیزی ...
معین==گزینمند، گزینوار، کومند، پیدانیده ( با تلفظ پهلوی پیتا کینیتک ) ، برینمند ، ( فرهنگ پهلوی فره وشی برگه 484 ) تعیین ==گزینمندی، گزینواری تعیین ...
معین==گزینمند، گزینوار، کومند، پیدانیده ( با تلفظ پهلوی پیتا کینیتک ) ، برینمند ، ( فرهنگ پهلوی فره وشی برگه 484 ) تعیین ==گزینمندی، گزینواری معین ک ...
معین==گزینمند، گزینوار، کومند، پیدانیده ( با تلفظ پهلوی پیتا کینیتک ) ، برینمند ، ( فرهنگ پهلوی فره وشی برگه 484 ) تعیین ==گزینمندی، گزینواری مشخص== ...
معین==گزینمند، گزینوار، کومند، پیدانیده ( با تلفظ پهلوی پیتا کینیتک ) ، برینمند ، ( فرهنگ پهلوی فره وشی برگه 484 ) تعیین ==گزینمندی، گزینواری مشخص== ...