هنگامی که ابلیس پس از اینکه به آدم سجده نکرد ، خداوند امر کرد ، فاخرج منها ....و ابلیس از خداوند درخواست کرد که تا روز بعثت آدم بهش مهلت داده بشه ، خداوند هم فرمود انّک لمن المنظرین ، خب این یعنی چی ؟ یعنی دیگه خارج نشو؟ یا اینکه تا اون وقت باتو کاری ندارم ؟ میخوای بمونی اینجا بمون ! نمیخوای برو؟! یعنی چی این تقاضا و این پاسخ مثبت ؟
معنی تخصصی این اصطلاح چیست ، شاید هم اصطلاح نباشد ، ولی خیلی کم بکار میرود I had a dream ahead of you, a dream ahead of you, a dream ahead of you,
در سوره زمر میفرمایند ، و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات والارض الا من شاء الله این واژه صعق که حدث میزنم واژه صاعقه هم از این کلمه آمده باشه معنی دقیقش چی میشه ؟
فرض کنید یک روز صبح وقتی از خواب بیدار میشوید ، افکار و احساسات عجیبی دارید که اصلاً قبلاً نداشتید ، همه رفتارتان عجیب است و احساس میکنید که جسم شما مال خودتان نیست ولی هست چون دارید با آن جسم ...
در یک سالن به طول پنجاه متر، دو دسته بلندگو نصب شده ، که یک دسته شامل دو بلندگو و دسته دیگر آنطرف سالن سه بلندگو نصب شده ، کجای این سالن صدای هر دو دسته یک قدرت دارند ؟ سالن مربع در نظر بگیرید و دو دسته هم کاملا روبروی هم هستند ، چسبیده بهم هستند ، یعنی دو تا یه طرف و سه تا یک طرف ،
دو دهقان با ۱۰۰ تخم مرغ به بازار رفتند ، مبلغی که بابت فروش گرفتند برای هر دو یکی بود ، اولی گفت ، اگر من تخم مرغ های ترا داشتم ۱۵ واحد پول میگرفتم , دومی گفت اگر من تخم مرغ های ترا داشتم ۶×۲/۳ واحد پول میگرفتم , هر کدام چند تخم مرغ داشته اند
از زنبور های کندو ، تعدادی که مساوی جذر نصف آنهاست ، روی بوته گل یاسمینی نشسته اند و دنبال آنها 8/9 تمام زنبور ها حرکت کرده اند و فقط یک زنبور اطراف کندو پرواز میکند ، تعداد کل زنبورهای کندو چقدر است ؟
در یک شب نشینی ۲۰ نفر میتوانستند برقصند ، ماریا با ۷ نفر رقصید ، اولگا با ۸ نفر ، ورونا با ۹ نفر رقصید ،نینا هم با همه مردها رقصید ، در این مهمانی چند نفر مرد در شب نشینی شرکت کرده بودند
در فلسفه قاعده ای وجود دارد که میگوید آثار بیشمار نمیتوانند از یک امر بسیط از این جهت که بسیط است بوجود بیایند ، یعنی از یک علت بسیط معلول کثیر پیدا نمیشود ، اگر از دوستان کسی بتواند با مثال این قاعده را شرح دهد بسیار سپاسگزار خواهم بود ،
انسان مسائل مختلفی را تا الان درک کرده و فهمیده است و برخی از این ها از برخی دیگر پدید آمده اند ، انسان از اندیشه ها و معلومات خود برای شناخت تازه اش بهره میبرد ، اما مسئله مهم اینجا ست که سرنخ اصلی شناخت ها کجاست ، آیا ادراکات و اندیشه های انسانی را میتوان تقسیم بندی کرد ؟ البته انواع گوناگون دانش و علم منظورم نیست بلکه اقسام اساسی ادراکات و اندیشه ها منظور است ؟