نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he does not intend to marry a girl: قصد ازدواج با دختری را ندارد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
write the names of your classmates on a sheet of paper: اسم همکلاسیهات رو روی یک برگه ( وَر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be serious about something: در قبال چیزی تعهد داشتن در رابطه با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a great field you help people and always there's a job available: اون رشته عالیه. هم به مردم کمک می ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's his style he plays tough: اون همیشه همین طوره – سفت بازی می ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do it at a run if you're nervous: اگه استرس داری، بدو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rain was falling in sheets: باران به شدت در حال باریدن بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is pretty serious: کسی که کار رو با جدیت دنبال میکنه. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been shut lately barely responds to messages: این روزا خیلی در خودشه—به سختی جواب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neither side wants to blink first: هیچ کدوم از دو طرف نمی خوان اول کوت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she works as a waitress: او پیشخدمت است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am by your side in this situation at the moment: فعلا در این موقعیت در کنارت هستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the indicator light blinks fast in orange: چراغ نشانگر، به رنگ نارنجی، سریع چش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wash it in cold water so the colours don't bleed: آن را با آب سرد بشویید تا رنگ هایش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supply result: در کامپیوتر: ذخیره نتیجه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's gone out for a ride on his bike: برای سواری با دوچرخه اش به بیرون رف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's on the blink again: کار نمیکنه خراب شده. ( doesn't work ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a short bus ride to the airport: با اتوبوس، سواری کوتاهی تا فرودگاه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rise in internal energy due to the reaction appears as a rise in temperature of the gas: افزایش در انرژی درونی به دلیل واکنش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
constant supply: منبع ثابت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
power is in front of you: قدرت در مقابلت قرار بگیرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tie your hair up: موهاتو با کش ببند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is on the blink again: کار نمیکنه خراب شده. ( doesn't work ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i learned to ride a bike when i was four: من در چهار سالگی یاد گرفتم دوچرخه س ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his smell is not as distinctive: بوی او آنقدرها هم متمایز نیست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tie a tie: گره کردن/زدن کراوات
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always feel nervous when the plane is landing: من همیشه موقع فرود هواپیما احساس اض ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've ridden on a horse: من اسب سواری کرده ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wasp had flown in through the window: یک زنبور از پنجره به داخل پرواز کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as tall as your father: هم قد پدرش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quart of lemon juice chug at school: یک لیتر لیمونات ی نفس سرکشیدم توی م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the printer is on the blink: پرینتر به تِرتِر افتاده blink=مشکل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
infantry sighted: پیاده نظام رویت شد ( برای دشمن )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in front of or next to you is power: در مقابل و یا در کنارت قدرت هست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i give you a ride to the station: می توانم سواری تا ایستگاه بهت بدهم؟ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as fast as you: هم سرعت تو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you want to be by your side or in contrast: حالا تو دوست داری در کنارت باشد یا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sight of the sunset over the ocean was truly magnificent: دیدن غروب آفتاب روی اقیانوس واقعاً ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to bleed the radiators: باید رادیاتورها را هواگیری کنیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we blink he's up a tree: چشم به هم بزنیم بالای درخته blink= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids had a ride on an elephant at the zoo: بچه ها در باغ وحش بر روی یک فیل سوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once you finish a task check it off the list: وقتی کاری را تمام کردید، آن را از ل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as it was getting late i decided to check into a hotel: چون داشت دیر می شد، من تصمیم گرفتم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he may seem fierce but he is not really: طبل تو خالیه هارت و پورته لبو و دهن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the labor party lost office in october 1951 to churchill's conservatives: در اکتبر ۱۹۵۱حزب کارگر جایگاهش رادر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ride scholarship: بورسیه تحصیلی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a douche: عجب عوضی ایه عجب نامردی ایه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
powers of a company or corporation: اختیاردارن - صاحب منصبان ( برای اش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
summer has just flown by: تابستان به سرعت گذشت و رفت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as it was getting late: چون داشت دیر می شد
٨ ماه پیش