نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that might be a warning signal: ممکنه علامت هشدار باشه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why did you blink so suddenly: چرا ناگهانی پلک زدی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bright light surprised me: نور شدید غافلگیرم کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
try not to blink during the photo: سعی کن موقع عکس گرفتن پلک نزنی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i always blink right when the flash goes off: من همیشه درست موقع فلاش پلک می زنم!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're blinking a lot: خیلی پلک می زنی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think something got in my eye: فکر کنم یه چیزی رفت توی چشمم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
besides working as a doctor he also writes novels in his spare time: او علاوه بر کار به عنوان پزشک ، در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you tested my water already: الان از ادرارم آزمایش گرفتی. water ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will just have to wait until they call your name: شما فقط باید تا وقتی که اسمتون رو ص ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that usually means it's low: معمولاً یعنی شارژش کمه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got plenty of other things to do besides talking to you: من علاوه بر ( غیر از ) صحبت کردن با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
until now i have always lived alone: تا الان همیشه تنها زندگی کرده ام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you see that blinking light in the distance: اون نور چشمک زن از دور رو دیدی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't really want to go besides it's too late now: من واقعاً نمی خواهم بروم. علاوه بر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he continued working up until his death: او تا زمان مرگش به کار کردن ادامه د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you play any other sports besides football: آیا ورزش دیگری در کنار فوتبال بازی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think it's a radio tower: فکر کنم دکل رادیویی باشه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm staying here until the end of june: من تا آخر ماه ژوئن اینجا خواهم ماند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel comfortable beside her: من احساس راحتی پیش اون میکنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lights on the dashboard keep blinking: چراغ های روی داشبورد هی چشمک می زنن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will hold your order until you pay your bill: من سفارشتان را تا زمانی که صورتحساب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll hold your order until you pay your bill: من سفارشتان را تا زمانی که صورتحساب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was a philosophy major at an ivy league college: او دانشجوی رشته فلسفه در دانشگاه ای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're nervous: استرس داری!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry smile: لبخند مصنوعی لبخندی که از ته دل نب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is your major english or french: رشته ات چیه، فرانسه یا انگلیسی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you think the president will blink in this negotiation: فکر می کنی رئیس جمهور توی این مذاکر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to water the plants: به گیاهان آب دادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defeat was staring at me: شکست در کمین من بود stare at=در کمی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the magnetic field: میدان مغناطیسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to add water to a drink usually an alcoholic drink in order to make it less strong: اضافه کردن آب به یک نوشیدنی، معمولا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he might if the pressure keeps increasing: اگه فشار ادامه داشته باشه، شاید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hey you fellows: سلام بچه ها! سلام رفقا!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have lots of things in common besides music: ما علاوه بر موسیقی چیزهای مشترک زیا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is important to irrigate fields of crops: آبیاری زمین محصولات خیلی مهم است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my phone's battery light is blinking: چراغ باتری گوشی م داره چشمک می زنه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a nice young fellow: اون بچه باحالیه. اون آدم خوبیه. ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the vacation went by in the blink of an eye: تعطیلات تو یه چشم به هم زدن تموم شد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she tied a bow in her hair: او یک گل پروانه ای در موهایش زد. ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
upset with somebody: از کسی ناراحت شدن از دست کسی ناراح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
apart from me: بغیر از من
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's my ride: اون ماشین منه!! رو برای ماشین بکار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't believe we're already back: باورم نمی شه به این زودی برگشتیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they wish to be freed from all legal ties: آنها دلشان می خواهد از همه قید و بن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is blind to the difficulties: نفسش از جای گرم درمیاد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a sensitive person who has become very nervous: او یک فرد حساس میباشد که به فرد خیل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be serious about sth: در قبال چیزی تعهد داشتن در رابطه با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he slammed home the blade: محکم تیغه ی چاقو را در غلافش گذاشت. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trump didn't blink even under pressure: ترامپ حتی زیر فشار هم عقب نشینی نکر ...
٨ ماه پیش