نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after being caught he decided to sing and cooperate with the police: بعد از دستگیری، تصمیم گرفت اعتراف ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was fond of poking his head through john's doorway to ask for a paper: دوست داشت سرش را از در دفترِ جان بی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ship wake: آب شیارِ کَشتی رشته موج عقب کِشتی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remember me to your father please: لطفا از قول من به پدرت سلام برسون
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it stands to reason that: منطقیه که واضحه که منطقی است که این ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a killer on the loose: یه قاتل داره همینجور برا خودش ول می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't remember his name: من نمیتوانم اسم او را به خاطر بیاور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm trying to lose weight so i'm skipping lunch today: چون می خواهم لاغر شوم امروز از خورد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loose schedule: برنامه زمانی انعطاف پذیر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap somebody on the shoulder: بر شانه کسی زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you don't want to go to jail you better start singing: اگر نمی خواهی زندان بروی، بهتر است ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so turn it up and let the music get you loose: پس صدای موزیک رو ببر بالا و بزار که ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn on the tap: شیر آب را باز کنید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it must be remembered: البته باید به خاطر داشت، باید خاطرن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i skipped class and went to the park instead: از رفتن به کلاس صرف نظر کردم و به پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let the beat just get you loose: بذار ضرب موسیقی دیوونه ات کنه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he suspected that his phone had been tapped: وی مشکوک به شنود گوشی اش شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tightening the loose: حلقه طناب را تنگ کردن ( در مضیقه و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not rigidly organized: انعطاف پذیر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't remember: نمیتوانم به یاد بیاورم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the suspect sang like a canary and revealed all the details of the crime: متهم مثل یک قناری لو داد و تمام جزئ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poke my heart: تاثیر بر احساسات / منقلب شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you seeing anyone at the moment: الان کسی رو میبینی؟ گاهی seeing به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my stomach's growling: شکمم داره غور غور میکنی / خیلی گشنم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the movie was a total flop at the box office: فیلم تو گیشه افتضاح بود. flop ( اس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
growl all you want: هر چقدر میخوای غر بزن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must not skip class unexcused absence will lower your grade: نباید از کلاس صرف نظر کنی ، غیبت غی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team was humming along: تیم یکنواخت پیش می رفت hum= صدای پی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap or bottled: آب شرب از شیر آب ( عامیانه ) یا آّ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tap someone on the shoulder: بر شانه کسی زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passengers pay for individual bus journeys by tapping their bank cards on a reader when they get on: مسافرین حین سوارشدن به اتوبوس، کارت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
working in a library as i do i have all this information on tap: کار کردن تو کتابخونه باعث شده که اط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i woke up with a headache: من با سردرد ( از خواب ) بیدار شدم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his plan flopped after just one week: برنامه ش فقط بعد از یه هفته شکست خو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you flip the burgers on the grill: می تونی برگرها رو روی کباب پز برگرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they're getting too dark: خیلی دارن تیره می شن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and the flip: و بلعکس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they flip sneakers online for double the price: کفش ها رو آنلاین می خرن و دو برابر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she flipped that house in two months: اون خونه رو تو دو ماه خرید و فروخت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he flips drugs for profit: مواد می خره ارزون، گرون تر می فروشه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he flipped the phone over to check the back: گوشی رو برگردوند تا پشتش رو ببینه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just flip that switch and the screen goes dark: فقط اون دکمه رو بزن، صفحه خاموش می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i flipped the battery saver setting and it made a huge difference: تنظیم صرفه جویی باتری رو زدم و خیلی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i flop into my chair: روی صندلی ام ولو می شوم flop= با صد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm just a flop: من فقط یه آدم بی عرضه ( بازنده؛ بدش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he flopped onto the couch after work: بعد از کار ولو شد روی مبل. flop ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's your turn flip a card from the top of the deck: نوبت توئه. یک کارت از روی دسته برگر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
which cities across iran are better for flipping house: کدام شهرهای ایران برای بخر بفروش خا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we want to explore the national parks this summer: ما می خواهیم این تابستان پارک های م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have exposed you: من تو را رسوا کردم ( فاش کردم اسرار ...
٨ ماه پیش