نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she choked: نفسش بند اومد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the drums created a pounding rhythm: طبل ها یک ریتم کوبنده ایجاد کردند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it really bugs me when drivers don't use their turn signals: واقعاً اذیتم می کنه وقتی راننده ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all his wealth had drained away: همه ی ثروت او تمام شده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
board of government: هیئت دولت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always ran well in practice but at major meets he usually choked and finished last: او همیشه در تمرین خوب می دوید، اما ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent the next six months pounding the pavement in search of a job: او شش ماه بعد را صرف جستجوی کار در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much do they charge for room and board: آنها چقدر برای اتاق و وعده غذایی هز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is wet behind the ears: اون هنوز خامِ / تازه کاره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his opinion means zip to me: نظرش برای من هیچ ارزشی نداره. zip ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding of the heart: تپش قلب
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the must be bugging us: حتماً داره شنودمون می کنه bugging=ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the board are unhappy about falling sales: هیئت مدیره از کاهش فروش ناراضی هستن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the politician faced pounding criticism from the media: سیاستمدار با انتقادات شدید رسانه ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my computer keeps crashing i think it has a bug: کامپیوترم مدام هنگ می کنه؛ فکر کنم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got zip from that deal: از اون معامله هیچی گیرم نیومد. zip ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you don't have a bad bone in your body: ادم بی شیله پیله ای هستی ( اصطلاح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chess board: صفحه شطرنج
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is incredible quot he exclaimed: این باور نکردنیه! او فریاد زد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding criticism: سرزنش های تند و بی رحمانه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new software update has a lot of bugs they need to fix: آپدیت جدید نرم افزار کلی ایراد داره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bone with someone: bone به عنوان فعل معنی sex میده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bulletin board: تابلو اعلانات
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he choked the last day of play: او آخرین بازیش رو خراب کرد. choke ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alcohol continues to claim dozens of lives each year: الکل هر سال ده ها نفر رو قربانی می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is too wet to lead a team: اون خیلی بی عرضه ست برای رهبری تیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discussion boards: اتاق مباحثه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to be in your way: نمیخوام سر راهت باشم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pounding heart: قلب تپنده! pounding ( صفت ) به معنا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he pays $90 a week board and lodging: او برای یک هفته پول غذا و جا 90 پون ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it bugs me when people chew loudly: وقتی مردم با صدای بلند چیزی را می ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's wet behind the ears: اون هنوز خامِ / تازه کاره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we found zip evidence to support the claim: هیچ مدرکی برای اثبات ادعا پیدا نکرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we'd could be zipping all over the place: میتونیم سریع همه جا بریم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get into a ship or public vehicle: سوار شدن به قطار یا کشتی یا . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone's eyes sting: اشک توی چشم جمع شدن هستش، سوزش اشک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the earthquake claimed over 500 lives: زلزله بیش از ۵۰۰ نفر رو به کام مرگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is too wet to lead a team: اون خیلی بی عرضه ست برای رهبری تیم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she boarded the wrong train: او سوار قطار اشتباهی شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i haven't seen you with such a zip in ten years: ده ساله که یه همچین نشاطی ( سرزندگی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody's eyes sting: اشک توی چشم جمع شدن هستش، سوزش اشک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seemingly l squashed a bug in my bed: ظاهرا یک حشره رو در رختخوابم له کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i speak without a mouth and hear without ears: من بدون دهان صحبت می کنم و بدون گوش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he claims he is innocent: او ادعا می کند که بی گناه است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no offense but your pants zipper is open: جسارت نباشه/دلخور نشوید ولی زیپ شلو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm riddled with personal problems: من مملو از مشکلات شخصی ام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they have planted a bug in their home: توی خونه شون میکروفون مخفی گذاشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's eyes sting: اشک توی چشم جمع شدن هستش، سوزش اشک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what really bugged me about: چیزی که جدا منو اذیت میکنه یا میرنج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
key moment: لحظات کلیدی ( مهم وحیاتی )
٨ ماه پیش