نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a game warden: یک ناظر بازی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the clown amused the children: دلقک بچه ها را سرگرم کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the newspaper got the scoop on the celebrity's engagement: روزنامه خبر ازدواج بازیگر را به صور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the smallest things may irritate you: کوچکترین چیزها ممکن است شما را نارا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prisoners were racked until they confessed: زندانی ها رو اون قدر شکنجه می کردن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a dialog unfolds: گفتگویی ( بین آن دو نفر ) آغاز می ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the buzzer sounded: زنگ اخبار به صدا در آمد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you sling me that file: می تونی اون فایل رو سریع برام بفرست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the diamond winked in the moonlight: الماس در نور ماه تلالو داشت. ( برق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bade us a farewell: او باهامون خداحافظی کرد .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a wink of light: یک سوسوی نور
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the flats have a resident warden: آپارتمان ها یک سرپرستِ مستقر دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the term has roots in biblical references to sodom: ریشهٔ این واژه به داستان سدوم در کت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid high: در حراج یا مزایده قیمت بالا پیشنهاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just nod your head: فقط سرتو تکون بده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got you now: مچتو گرفتم، دستت رو شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since she had never stood anyone up before she felt really guilty about missing their appointment: چون او قبلاً هرگز کسی را سر قرار تن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public transport is hopeless: حمل و نقل عمومی بدرد نخوره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have his contact information: من اطلاعات تماس او را دارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's no need to worry the nurse is in the infirmary all day: نیازی به نگرانی نیست، پرستار تمام ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was racked with guilt after the accident: بعد از تصادف، از عذاب وجدان له شده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
despite his repeated apologies she refused to forgive him for standing her up on their anniversary: با وجود عذرخواهی های مکررش، او حاضر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he never flinched from his duty: او هرگز از وظیفه خود شانه خالی نکرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the journalist fears being prosecuted for exposing corruption: روزنامه نگار از تعقیب قانونی به دلی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your remark imply that we are thieves: حرفاتون این معنی رو میده ( یا داره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a paved road: یک جاده سنگفرش شده یک جاده آسفالت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the journalist scooped all other papers with the breaking story: خبرنگار با این گزارش فوری، همه ی رو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she will have to undergo an operation: او باید تحت عمل جراحی قرار گیرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to undergo many hardships: دستخوش مشقات زیاد شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sprays and polishes can irritate dry sensitive skin: اسپری ها و بلوری ها می توانند پوست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the punks shouted filth as the cops arrived: پانک ها وقتی پلیسا رسیدن، داد زدن ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor performed a routine check up: پزشک یک معاینه معمول انجام داد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's talk through your concerns about the project: بیا نگرانی هات در مورد پروژه رو با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he served in the army for 22 years: او به مدت ۲۲ سال در ارتش خدمت کرد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've caught you: مچتو گرفتم، دستت رو شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the disgruntled employees staged a protest: کارمندان ناراضی دست به اعتراض زدند. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lot of flopping: خیلی تکون می خوره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the causes of social unrest include inadequate housing: از علل نابسامانی اجتماعی می توان به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bid high at the auction but he still didn't win the item: او در حراج قیمت بالایی پیشنهاد داد، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the canal was extremely narrow: کانال فوق العاده باریک بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a member of the landed gentry: یک عضو از اشرافِ زمین دار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i appreciate the offer but i don't care it: از تعارفت/پیشنهادت ممنونم اما از ای ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the state decided to prosecute the company for environmental violations: دولت تصمیم گرفت شرکت را به دلیل تخل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell someone about in more detail: جزییات بیشتر در مورد چیزی به کسی گف ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
attemp to achieve: تلاش برای بدست آوردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she decided to bid low in hopes of getting a bargain: او تصمیم گرفت قیمت کمتری پیشنهاد ده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the narrow passage between the cottage and the house: گذرگاه باریک بین کلبه روستایی و خان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
other useful applications of 1dpc include: دیگر کاربردهای مفید 1DPC عبارتند از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after fainting he was carried to the infirmary to be checked: پس از غش کردن، او را به اتاق پرستار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he guzzled the glass of doogh: لیوان دوغ را سر کشید.
٨ ماه پیش