نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be such a brain dead user try to read the instructions carefully: اینقدر کند ذهن نباش، دستورالعمل ها ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the software was designed to be simple but some brain dead users still can't figure it out: این نرم افزار ساده طراحی شده، اما ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in d and d: deaf and dumb = D&D
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hell bent on: کله خراب بودن یا شدن ، کله خر بودن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was hell bent on carrying out another colombian: او کله خر شده بود برای اجرا کردن کل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haul someone up: ( به جایی ) کشاندن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some people are very selfish: بعضی افراد خیلی خودخواه هستند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dickens's literary creations: آفرینشهای ادبی دیکنز / آثار ادبی دی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
circumstances dictate that: شرایط ایجاب میکنه که . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miserable salaries: حقوق ناچیز
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the whole of creation: تمام جهان / تمام عالم / تمام دنیا / ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she hauled the basket along: او به زحمت سبد را همراه خود کشید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to control or influence something: کنترل کردن و یا تاثیر داشتن بر چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was lured into the job by the offer of a high salary: او با پیشنهاد حقوق بالا به این کار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the creation of a coalition government: ایجاد یک ائتلاف ( در ) دولت / ایجاد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a contract to haul coal: یک قرارداد برای حمل کردن زغال سنگ
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decoying ducks to a pond: فریب دادن اردک ها به سمت برکه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the thieves abandoned their haul: دزدها اموال مسروقه را رها کردند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he acted according to the dictates of his conscience: او بر اساس فرمان وجدانش عمل کرد. d ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haul the anchor: لنگر را بکشید. فرمان ناخدا است وقت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
circumstances dictated that we had to leave early: شرایط ایجاب کرد که مجبور شویم زودتر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well done rump steaks: استیک های گوشت ران کاملا پخته.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haul the net: تور را بکشید . فرمان به ماهیگیران ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the manager dictated every detail of the project: مدیر هر جزئیات پروژه را دیکته کرد. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team was snakebit all season losing every close game: تیم کل فصل بدبیار بود، همه ی بازی ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distinguish something from: متمایز کردن یک چیزی از بقیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we only have five minutes to get there let's haul: فقط پنج دقیقه وقت داریم تا به آنجا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's been a tough six months and i feel i've earned a few weeks off: این شش ماه خیلی سخت گذشته و فکر می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the students play tricks on their teacher: دانش آموزان معلم خود را دست می اندا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cutting down of trees for commercial use: قطع درختان به منظور استفاده تجاری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distinguish sth from: متمایز کردن یک چیزی از بقیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a pretty good haul: پول قاچاق خیلی خوبی بود haul وقتی ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good grief what the hell happened here: یا خدا! اینجا چه اتفاقی افتاده؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thats the trick you wanna do: این همون ترفندیه که می خوای انجام ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he soon earned the respect of the players: خیلی زود احترام بازیکنان رو بدست آو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't call him a meathead: بهش نگو احمق/ تنبل / حق نشناس/ بی ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to earn sb sth: یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you were created to make me blessed and happy: آفریده شدی که خوشبخت و خوشحالم کنی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
haul somebody up: ( به جایی ) کشاندن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can you be so selfish: چطور میتونی اینقدر خودخواه باشی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to earn sb something: یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
creation and adherence to rules: شکل گیری و پایبندی به قوانین
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody brought along some dance music: یه نفر آهنگ شاد با خودش آورده بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she could earn a lot of money by working: او تونست پول زیادی را با کار کردن ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the spy used a decoy to distract the enemy agents while he infiltrated their headquarters: جاسوس از یک طعمه استفاده کرد تا مام ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm calling you out: بیا جلو نفس کش؛ نفس کش میطلبم"
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they brought up their children to be independent and kind: آن ها فرزندانشان را طوری بزرگ کردند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the students were champing at the bit to start their summer vacation: دانش آموزان بی تابانه منتظر شروع تع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ramble on about sth: دری وری گفتن، چرت و پرت گفتن، پرت و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distinguish somebody from: متمایز کردن یک شخص از بقیه
٨ ماه پیش