نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we all supposed him to be german but in fact he was swiss: ما همه خیال می کردیم که او آلمانی ا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got a letter from dave this morning: من امروز صبح نامه ای از دیو دریافت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go and get a cloth: برو یک دستمال بیاور!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took me a while to figure out what she meant: مدتی طول کشید تا معنی آنچه او می گف ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
has everyone had a chance to put their point of view: آیا همه فرصتی برای عنوان کردن دیدگا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suppose we don't tell anybody else about this importance issues: بیایید در مورد این مسائل مهم با هیچ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lightning struck the tree: رعد به درخت اصابت کرد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to the train station: رسیدن به ایستگاه قطار
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this room gets very little sunshine: این اتاق نور خیلی کمی دریافت می کند ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody get a doctor: یک نفر دکتر خبر کند [بیاورد]
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to figure out a way to reduce costs: ما باید راهی را بیابیم برای کاهش هز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a drink for john: یک نوشیدنی برای جان بیاور. یکی دیگ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he struck the ball hard: او محکم به توپ ضربه زد.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to go crazy: دیوانه شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before the decade is out: قبل از تموم شدن این دهه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strike someone: to cause someone to think به فکر و ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i get the impression that he is bored with his job: من این حس را داشتم که او از شغلش خس ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he workers went on strike for better pay: کارگران برای دستمزد بهتر اعتصاب کرد ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn't figure out the answer to the math problem: نتوانستم پاسخ مسئله ریاضی را حل کنم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll get him: من میرم سراغش
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i may have to leave this house he put it mildly: با ملایمت اظهار کرد که مجبور است ای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whenever a disaster strikes: هر وقت مصیبتی روی می دهد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dan didn't answer his phone so i suppose he's busy: دن تلفنش را جواب نمی دهد، بنابراین ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she went sobbing up the stairs: او گریه کنان از پله ها بالا رفت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had to work overtime so i didn't get home until midnight: مجبور به اضافه کار بودم، به همین خا ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suddenly the answer of a question struck me at exam: در امتحان جواب یک سوال ناگهان به ذه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get deeper: عمیق تر شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got a shock when i saw the bill: من وقتی صورت حساب را دیدم شوکه شدم.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know i'm not supposed to mention your hair: من میدونم که نباید به موهایت اشاره ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he became a prominent civil rights figure: او یکی از چهره های سرشناس حقوق مدنی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
am i supposed to bring back your shoes: قراره که من کفش های تو رو بیارم؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get safer: ایمن تر شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when did you get news about tom: کی خبر های تام رو داشتی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it makes me think a lot: این ( چیزی ) باعث می شود من زیاد فک ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dip and strike: شیب و امتداد امتداد ( در زمین شناسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
then when the clock strikes midnight everyone starts eating grapes: وقتی ساعت به نصف شب می رسد، هر کسی ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
book a trial lesson: رزو کردن یک جلسه ی آموزشی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the writer is supposed to talk about the theme of his book: قرار است نویسنده در مورد موضوع کتاب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get to the office: رسیدن به دفتر کار
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my parents made me clean my room: والدینم منو مجبور کردن اتاقمو تمیز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if your headache gets worse you should see a doctor: اگر سر درد شما بدتر شد باید پیش دکت ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
genius can strike anywhere: نبوغ می تواند در هر جایی شکوفا شود.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got company we have to book: مهمون ( اینجا دشمن ) داریم. باید بز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
insufficient praise: تحسین/ تعریف/ ستایش/پرستش ناکافی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suppose all the tickets will be sold by now: به نظر میاد یا فکر کنم همه بلیط فرو ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my boss always gets to the office by 7: رییسم همیشه تا ساعت ۷ به دفتر کار م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the news made her worry about the future: اخبار باعث شد اون نگران آینده بشه.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get more important: مهم تر شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you booked your flight yet: تا الان ( دیگه ) پروازتو رزرو کردی؟ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his mind was an open book to me: اصطلاحا : افکار او را میخواندم
٩ ماه پیش