نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i screwed it up: گند زدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wondered who it was: خودشم نمی دونست ( ولی واقعا میخواست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he dipped his brush in the paint: او قلم مویش را درون رنگ کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a fair deal: برخورد منصفانه داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to point at: نشانه گرفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am freaked out: هول شدم فیوزم پرید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police took away my passport so l cant travel: پلیس پاسپورت منو گرفت بنابراین نمیت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she nailed her dance routine on stage: رقصش رو روی صحنه عالی اجرا کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was always very keen to point out my mistakes: او همیشه با علاقه ( یا وسواس ) اشتب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the teacher called on the student to answer the question: معلم دانش آموز را صدا زد تا به سوال ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road ahead is long but we will get there: راه در پیش رو طولانی است، اما ما به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you noticed the new logo on the company website: آیا متوجه لوگوی جدید در وب سایت شرک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i noticed that you are a bad person: من متوجه شدم که تو آدم بدی هستی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please get to the point we don't have much time: لطفاً سر اصل مطلب برو. ما وقت زیادی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have a long journey ahead: سفر طولانی ای پیش رو داریم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maybe you have noticed that he is a little quieter than usual: شاید متوجه شده اید که او کمی ساکت ت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i noticed that the price of gasoline has gone up again: من متوجه شدم که قیمت بنزین دوباره ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he called my name from across the room: او اسم من را از آن طرف اتاق صدا زد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's enough already: بسه برا حالا ( بچه ها بسه دیگه )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's shake it off and go eat some food: بی خیال اون مسئله و بیا یه خرده غذا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she freaked out so badly after watching the horror movie that she couldn't sleep all night: بعد از دیدن فیلم ترسناک، آن قدر وحش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he pointed his gun at the deer: ( با تفنگش ) به سمت آهو نشانه گرفت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people accused of a crime are presumed innocent until proven guilty: افرادی که به جرمی متهم شده اند تا ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm freaked out: هول شدم فیوزم پرید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decent man: اصطلاحا به ادم پاک درستکار. ذات درس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a person or thing that is very popular or successful is a hit: یک شخص یا چیزی که بسیار محبوب یا مو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
takes unfair advantage of it: از آن سوء استفاده ناعادلانه می کند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to deal with: کنار امدن با
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you want a hit: میخوای یه پک بزنی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll bring it to your notice: به توجهتون میرسونم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the teacher took my mobile away until the end of the lesson: معلم تلفن همراه منو تا پایان کلاس ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the place was crawling with soldiers: محل پر بود از سربازها
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i resent that she ignored me: بهم برخورد که تحویلم نگرفت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he nailed the job interview: مصاحبه ی کاری رو قشنگ قاپید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please call me: لطفا . . . صدام بزنید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i go to work even it's not a deal: می رم سرکار، با وجود این که مجبور ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the speaker made some very good points about the economy: سخنران در مورد اقتصاد، چند نکته بسی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must screw your courage to the sticking place and tell them the truth: باید شجاعتت را جمع کنی و حقیقت را ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no offense you: به شما برنخوره بدتون نیاد!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
soak it in cold water: آن را در آب سرد خیس دهید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got really freaked out and that's when it hit me: من واقعا جا خوردم و همون موقع دو زا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried to stay calm but when the lights suddenly went out i freaked out for a moment: سعی کردم آرام بمانم، اما وقتی چراغ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you discussed a good point: شما در مورد نکته ی خوبی بحث کردید
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he found his lost keys under the sofa: او کلیدهای گم شده خود را زیر مبل پی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seventh wonder: عجایب هفتگانه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the key in the lock: بگذار کلید در قفل بماند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a capital offence: به معنای جرمی است که مجازات اعدام د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he presumes on her good nature: او از ذات خوب او محرز سوء استفاده م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask yourself questions about sth: از خود پرسیدن با خود گفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crack unit: واحد زبده و نخبه ( در واحدهای نظام ...
٨ ماه پیش