نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that police officer wronged that poor black man: افسر پلیس با آن مرد سیاهپوست بیچاره ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he learned how to point walls from his father a master mason: او بندکشی دیوار را از پدرش، که استا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long has your elder brother been in canada: برادر بزرگت چند وقته کاناداست؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it makes him wonder: باعث شد واسش جای سوال بشه. . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i snapped: من رد دادم / من قاطی کردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm about to snap: قراره از کوره در برم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ali already drives a car: هنوز هیچی نشده علی رانندگی می کنه. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been there before: قبلا آنجا رفته ام ( حالا اینجام و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
last night i called in sick i'm allowed to rest now: دیشب به محل کارم در خصوص بیماری زنگ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life is too short to wonder what could have been: زندگی کوتاهتر از آن است که به ای کا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whatever is the matter: هرچه هست مهمه ( یعنی یکچیزی اتفاق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
start doing an activity habitually: شروع انجام یک فعالیت عادی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn a page: ورق زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he guessed she was about 40: مرد حدس زد که زن نزدیک 40 ساله بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got a headache: من سردرد دارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've had it for some two years now: الان یه دو سالی هست که دارمش.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i tried to point the wall myself now it looks like i threw porridge on it: خواستم خودم بندکشی کنم — الان شبیه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
snap elections: انتخابات زودهنگام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know any call in food near us: هیچ سفارش غذایی اطراف ما میشناسی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder who they were: مونده ام اینا کی بودند
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he turned 20: او 20 ساله شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we told him we'd back him whatever: به او گفتیم تحت هر شرایطی ازش حمایت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll try not to take up too much of your time: سعی می کنم زیاد وقتتان را نگیرم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i guess i owe you an apology: {غیر رسمی}: من فکر می کنم که یک معذ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the end got me emotional: آخرش احساساتی شدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long have you had this car: چند وقته این ماشین رو داری؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his performance was decentish but not outstanding: عملکردش تا حدودی خوب بود، اما خارق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they kept pointing the same old walls pretending the house was new: همان دیوارهای قدیمی را بندکشی می کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now it's your turn to try it: حالا نوبت توئه که امتحانش کنی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no matter what happens: هر اتفاقی هم که بیافته تحت هر شرایط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what you need to know before moving into a tiny house: آنچه بایدبدانید قبل از نقل مکان به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she snapped her eyes toward: او یه دفعه و ناگهانی، چشم هاشو به ط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these files take up a lot of disk space: این فایلها یک فضای بسیار زیادی از د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got pain in my body: بدنم درد میکنه یا بدن درد دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my guess was right: حدس و گمان من درست بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way into fame and fortune: او با سختی زیاد به ثروت و شهرت رسید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pointing should be done only after the wall has set completely: بندکشی فقط باید بعد از خشک شدن کامل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how long has your brother been abroad: برادرت چند وقته خارجه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are already healthy: آنها در حال حاضر سالم هستند. alrea ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food was decentish: غذا تا حدودی خوب/قابل قبول بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should wash your hands before meals: باید دستاتون را بشویید قبل از غذا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he crawled his way out of depression struggling every day: او با سختی زیاد از افسردگی بیرون آم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you guess what's in the box: می توانید حدس بزنید که در جعبه چیست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he said he was repointing his life i think he meant therapy: گفت دارم زندگیمو دوباره بندکشی می ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got no life: من زندگی ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so you decided to assume her entire life: پس تصمیم گرفتی که تمام زندگی اش را ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a decent meal: غذای درست حسابی ( که آدم رو سیر کنه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't let you ruin your future: اجازه نمیدم آیندتو خراب کنی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so i called an architect: پس از یک معمار کمک گرفتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wonder where i will be 20 years from now: نمی دانم بیست سال دیگه کجا خواهم بو ...
٨ ماه پیش