نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my nose is running: بینی ام آبریزش دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot me an email: به من ایمیل بزن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't know what's wrong with me: نمیدونم چمه! ( نمی فهمم چه بلایی سر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bus runs three times a day into town: یک اتوبوس سه بار در روز به سمت شهر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ok shoot: خوب بگو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot it: بنال/بترک/ بگو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will shoot to page one within 30 to 60 days: طی ۳۰ تا ۶۰ روز به صفحه اول می رسید ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i run about three miles every morning: من هر روز صبح حدود سه مایل میدوم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't know what was wrong with me: نفهمیدم چم شد! ( نفهمیدم چه بلایی س ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot the show: در فیلم نقش اجرا کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the social group is run by the residents themselves: ساکنان، خودشان گروه اجتماعی را ادار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think he's gonna run: فکر میکنم دوباره میخواد نامزد انتخا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they kicked me off: آنها من رو دور انداختن / اخراجم کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't know the disease ran in her family: او نمی دونست که بیماری به صورت مورو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the tank was hit and spitting of melting metal killed the tank crews: تانک را زدند و پرتاب فلز ذوب شده با ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick out of sth: لذت زیاد بردن از چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i thought they made that shit up: فکر کردم این مزخرفات رو از خودشون د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am out: من نیستم من نمیام پایه نیستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at this point the computer is unable to run any program: در حال حاضر این کامپیوتر قادر به اج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is spitting: بارون اندک باریدن جوری که احتیاج به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick out of something: لذت زیاد بردن از چیزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tears ran down her face: اشک از چهره اش جاری بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police has order to shoot to kill: پلیس اجازه داره که به قصد کشت شلیک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's trying to kick heroin after ten years of use: داره سعی می کنه هروئین رو بعد از ده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seem made up: من درآوردیه به زبون ساده داره میگه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where'd the asshole go: اون عوضی کجا رفت؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt a chill run through her: از درون احساس لرز کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it seems like you're already made up your mind: به نظر می رسه قبلا فکراتو کردی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the song is ass: آهنگه داغونیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spit that: برو ( بگو ) - شروع کن به گفتن - بخو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chill run: ناگهان لرز کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pregnant mom kicked off flight for 2 year old not wearing mask: مادر حامله بخاطر بچه ی دو ساله ی فا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kick down the ladder: پل های پشت سر را خراب کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't try to cheat me by a made up story: سعی نکن من را با یک داستان ساختگی و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't spit in my face and tell me it's raining: معنی لغوی: آب دهان به صورتم ننداز و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass kick: اُردنگی زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can kick against the rules all you want: هر چقدر هم که بخواهی به قوانین اعتر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't know the disease ran in her family: او نمی دونست که بیماری به صورت مورو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sudden jerk of the train caught us off guard: تکانه ناگهانی قطار ما را غافلگیر کر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dark complexion: همون رنگ سیاه پوست است
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sunlight is made up of the rainbow colors: نور خورشید به وجود آمده از رنگهای ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the spine runs along the back of human beings: ستون فقرات، در امتداد پشت انسانها ق ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i totally hear you: کاملا متوجه میشم داری چی میگی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm gonna kick it: میخوام بزنم زیرش. ترک کنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
made you promise to: مجبور شدید تعهد بدهید که . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we sure did kick some ass didn't we: حساب چندنفر را رسیدیم مگه نه؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he kept kicking against the restrictions: او مدام علیه محدودیت ها مقاومت می ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the sound of the phone jerked me awake: صدای گوشی مرا پراند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
warm complexion: همون سبزه ست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bet she don't come: من مطمئنم که نمیاد ؟
٨ ماه پیش