نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was genuinely flattered by their admiration: او واقعاً از تحسین آنها خوشحال شد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
james grew tired: جیمز خسته شد grew= جزو فعل های اسنا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm flattered but i can't accept the offer: خوشحالم، اما نمیتوانم پیشنهاد را بپ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safe and well: صحیح و سالم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm definitely going to give up smoking this time' 'yeah i bet: ( شخص اول ) من قطعا ایندفعه میخوام ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am definitely going to give up smoking this time' 'yeah i bet: ( شخص اول ) من قطعا ایندفعه میخوام ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave something in sb's safe keeping: نگهداری چیزی را به عهده ی کسی گذاشت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave somebody in sb's safe keeping: نگهداری کسی را به عهده ی کسی گذاشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you see i don't have a car because i'm short of money: میدونی، من ماشین ندارم چونکه بی پول ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you see it's an old bus and there aren't any screens: میدونید، این یه اتوبوس قدیمیه و هیچ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's an old house you know: این یه خونه ی قدیمیه، میدونید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there isn't a dishwasher in the kitchen: ماشین ظرفشویی ای توی آشپزخونه نیست.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was flattered: مایه مباهات او بود
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was flattered by her attention: پسره خوشحال بود از توجهی که دختره ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt flattered at being asked to give a lecture: من کیف کردم وقتی ازم خواستن که سخنر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was flattered to hear that he had been asking about her: دختر خانمه خوشحال بود بخاطر پرس و ج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suppose we should be flattered that he agreed to come at all: بنظرم ما بایستی خوشحال باشیم چرا که ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a safe place to hide: یک مکان امن و مطمئن برای مخفی شدن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have any more money: من دیگر پولی ندارم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lost children are all safe: بچه های گم شده همه سالم و در امان ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the jewels are safe in the bank: جواهرات در بانک محفوظ و ایمن اند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
because of earthquake: به دلیل زلزله
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
simply because of: صرفا بخاطر . . . صرفاً به این خاطر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's safe to assume that: معقول است که فرض کنیم. . . منطقی ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my heart turned to ashes because of the people: از دست آدما قلبم خاکستر شده!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safe in the knowledge that: خاطر جمع که خاطر آسوده که
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bet you she won't come: باهات شرط می بندم که او نمیاد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a safe bet that: مسلم است که. . . یقینا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
god i was so angry i bet you were: خدایا، من خیلی عصبانی بودم من متوجه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a safe bet that: مسلم است که. . . یقینا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was so angry i bet you were: من خیلی عصبانی بودم من متوجهم/می فه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your money is safe in the bank: پول شما در بانک امن است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we know how to get around traffic congestion: ما می دونیم چطور ترافیک رو دور بزنی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children are quite safe here: بچه ها اینجا بسیار امن هستند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's safe to say you're screwed: با اطمینان میشه گفت کارت ساخته ست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is safe to say you're screwed: با اطمینان میشه گفت کارت ساخته ست ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why doesn't he speak to me anymore: چرا اون دیگه با من حرف نمی زنه ؟؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll get around 2 hours continues use before you need recharge: شما حدود ۲ ساعت استفاده مداوم خواهی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep the ring in a safe: من انگشتر را در یک گاو صندوق نگهدار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want this anymore: من دیگه اینو نمیخوام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should try to get around sanctions: باید سعی کنیم تحریم ها را دور بزنیم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't sing anymore: من دیگه آواز نمیخونم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the drug is safe: دارو بی خطر است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a safe driver: یک راننده محتاط
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
does samsung sell 240hz display phones anymore: سامسونگ اصلا ( هیچ ) گوشی با صفحه ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's so easy to get around: جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so i packed some extra snacks to be safe: بنابراین من محض احتیاط یک میان وعده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your customers take their business elsewhere: مشتریان از جاهای دیگر خرید می کنند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is so easy to get around: جابجا شدن ( رفت و آمد کردن ) خیلی ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be safe: محض احتیاط
٨ ماه پیش