نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will they look like: چه شکلی خواهند بود؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wanna pop this: میخوام بترکونمش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now run away: حالا فرار کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clear away the dishes from the table: ظرف ها را از روی میز جمع کنید away= ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he bus was ten minutes early: اتوبوس ده دقیقه زود رسید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a circus clown: یک دلقک سیرک
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what will it look like: چه شکلی خواهد بود؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop someone in it: به دردسر انداختن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needs electric treatment: باید برق بهش بزنیم. ( او به درمان ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she smiled at me: او به من لبخند زد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i only got married to please my parents: من فقط برای خشنود کردن پدر و مادرم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep away from the edge of the cliff: از لبه پرتگاه فاصله بگیرید away=دور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three weeks away is summer: سه هفته دیگه تابستونه away = برای ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll have to cook an excuse up quickly: شما باید سریع یه بهونه بتراشید . c ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all things considered she's done very well: با در نظر گرفتن همه چیز، او بسیار خ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they aired the interview live from the studio: مصاحبه رو به صورت زنده از استودیو پ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hella bad: افتضاح گندش بزنن! خیلی خیلی بد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can pop them on your wall: میتونی به دیوار بزنیشون.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be at a wedding: در مراسم عروسی بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a matter of debate: موضوعی که مردم درباره آن اختلاف نظر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had a thrust by the third army: ما توسط ارتش سوم یک حمله و تک نفوذی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spends a lot of energy worrying about small things: او انرژی زیادی را صرف نگرانی در مور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this day there is no trust come tomorrow: اصطلاحا: امروز نقد فردا نسیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
researchers are hoping to find a cure for the disease: محققین امیدوارند درمانی برای بیماری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if a equals b and b equals c then it follows that a equals c: اگر A برابر با B و B برابر C باشد، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my parents are a very happy couple: والدین من یک زوج بسیار خوشبخت هستند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what does it look like: چه شکلیه ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they spent all their thoughts on solving the problem: آنها تمام افکار خود را صرف حل مسئله ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all living things are composed of cells: همه موجودات زنده از سلول ساخته شده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how the hell did you find me: دهنتو سرویس چطوری پیدام کردی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the player from the team: بازیکن را از تیم خارج کنید در فوتبا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a hard thrust: آن یک پرتاب دشوار بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you may find your illness hard to accept: مکن است پذیرش این بیماری برای شما س ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to trust yourself to sth: پشتگرمی داشتن !! به چیزی دلگرم بودن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team spent a month preparing the presentation: تیم یک ماه را صرف آماده کردن ارائه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the medicine should be kept away from children: دارو باید دور از دسترس کودکان نگهدا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
three days away is friday: سه روز دیگه جمعه است away = برای نش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please don't leave me here alone: لطفا مرا اینجا تنها نگذار.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the ship sailed away into the distance: کشتی به دوردست ها رفت away=در راستا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop somebody in it: به دردسر انداختن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do i look like: چی شکلی هستم؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're early i wasn't expecting you till seven: زود آمدی! من تا 7 انتظار آمدنت را ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your father is not at all well: وضع بابات ناجوره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i played the role of a clown in the play: من در نمایش نقش یک دلقک را بازی کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
two couples went to dinner together: دو زوج با هم به شام رفتند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this strategy would suggest dropping facebook: این استراتژی پیشنهاد میکنه که فیسبو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did they look like: چه شکلی بودن؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop $50: از دست دادن 50 دلار . . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the young couple got married last year: آن زوج جوان سال گذشته ازدواج کردند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to trust yourself to something: پشتگرمی داشتن !! به چیزی دلگرم بودن ...
٨ ماه پیش