نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to take off clothes: لباس درآوردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no other work available at this time: هیچ کار دیگری در این زمان در دسترس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pop singer released a new album: خواننده پاپ یک آلبوم جدید منتشر کرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it weighed between nine and ten kilos: آن وزنی بین نه تا ده کیلو دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to put on clothes: لباس پوشیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is living far from me: اون دور از من زندگی میکنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he drifted away from his old friends after college: او بعد از دانشگاه از دوستان قدیمی ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the product has many other features: این محصول ویژگی های بسیار دیگری نیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are not going to damn the new product: ما قصد نداریم محصول جدید را بدنام و ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's trying to break away from her unhealthy habits: او سعی می کند عادت های ناسالم خود ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's meet sometime next week: بیایید یک وقتی هفته آینده ملاقات کن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry i don't quite follow: شرمنده، درست متوجه منظورتون نمیشم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the children were taken away from their parents by social services: این کودکان توسط خدمات اجتماعی از وا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she finds his presence a comfort: او حضور او را آرامش بخش میداند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't give a damn about you: پشیزی برات ارزش قائل نیستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the relative importance of different factors: اهمیت نسبی عوامل مختلف.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it would finally come to an end: بالاخره به پایان می رسید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get away from the topic of politics for a moment: بیایید کمی از بحث سیاست فاصله بگیری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love your laughs: من عاشق خنده هاتم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a lot of bad feeling between them: احساسات بد بسیاری بین آنها وجود دار ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw that movie two years ago: من اون فیلم رو دو سال پیش دیدم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i find his argument convincing evidence: من استدلال او را شواهدی متقاعدکننده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far as i can tell: تا جایی که من میتونم بگم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a couple of day: چند روزی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all of these people are my relatives: همه این افراد خویشاوندان من هستند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for damn sure i don't do it again: مطمئنا دیگه این کارو نمیکنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she couldn't tear her eyes away from the beautiful sunset: او نمی توانست چشم از غروب زیبای خور ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
popping pills: مصرف داروهای مخدر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she laughs at me: او به من می خندد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a link between unemployment and crime: رابطه بین بیکاری و جرم و جنایت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finds the lecture to be boring: او کلاس درس را خسته کننده میداند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ran away from the angry dog: او از سگ عصبانی فرار کرد away=فراری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we ought to be able to manage it between us: ما باید بتوانیم این موضوع را با هم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she thrust her hands into her pockets: او دستهایش را توی جیبهایش فرو کرد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i listen to pop music: من به موسیقی پاپ گوش میدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get nightmare: کابوس داشتن/کابوس دیدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and don't forget to laugh even though it's hard: و فراموش نکنید که بخندید حتی اگه سخ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are related by marriage: آن ها از طریق ازدواج با هم مرتبط هس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a long time ago in a galaxy far far away: خیلی وقت پیش، در کهکشانی بسیار دور. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's usually how i see things: معمولا اوضاع رو اینطوری میبینم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the scissors away so the kids can't reach them: قیچی را کنار بگذارید تا بچه ها نتوا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finds the experience to be a blessing: او تجربه را یک نعمت می داند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stolen car was taken away by the police: ماشین دزدیده شده توسط پلیس برداشته ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't blow your damn nose too hard: دماغ لعنتیت رو خیلی سخت نگیر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these two issues are closely related: این دو مسئله به هم نزدیک و مرتبط هس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a night owl: او جغد شبه او تا دیر هنگام بیدار ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you shouldn't laugh anybody: تو نباید کسی رو مسخره کنی.
٨ ماه پیش