نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she owns a successful business: او یک تجارت موفق را دارد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i try hard to show my best: تموم تلاشم رو انجام دادم تا بهترینم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you expecting again: دوباره بارداری؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in some countries it's not done to eat with your left hand: در برخی کشورها، خوردن با دست چپ منا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
such a buzz now: شاخ شدن به مبارزه خواستن دعوت به م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not tough enough: به اندازه کافی سخت گیر نبودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bliss or curse: موهبت یا مصیبت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of useful: تا حدی مفیده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are there any sandwiches left: آیا ساندویچی باقی مانده است؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is there any money left with you: هیچ پولی پیشت مونده؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lot of the criticism of her is founded on jealousy: بسیاری از انتقادها از او بر اساس حس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a change of address: تغییر آدرس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring a suit against somebody: شکایت کردن علیه کسی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to exist or be found in something: وجود داشتن یا یافت شدن در چیزی Lie ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
either steak or chicken would suit me fine: استیک یا مرغ برای من خوب است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please leave your shoes by the door: لطفاً کفش هایت را کنار در بگذار.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that movie was really weird i didn't understand it: اون فیلم خیلی عجیب بود، من متوجهش ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
considerable attention: توجه قابل توجه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it later transpired that he was lying: بعداً فاش شد که او دروغ می گفت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the dress code is smart casual: قوانین پوشش، نیمه رسمی شیک است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no harm: ضرری نداره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much of your money is left: چقد از پول شما باقی مانده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the height of summer: اوج تابستان
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i should have noted that: باید میگفتم ( باید یادآوری یا خاط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well tough: خب آره سخته! ( به کنایه )
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the upper class: قشر بالادست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please leave some coffee for me: لطفا کمی قهوه برای من باقی بگذار.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who owns this car: چه کسی این ماشین را دارد؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wearing casual clothes to a formal event is simply not done in high society: پوشیدن لباس غیررسمی در یک مراسم رسم ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the whole theory was founded on a mistaken belief: کل این نظریه بر اساس یک باور غلط بن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard maryam has won some money: من شنیدم که مریم مقداری پول برنده ش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you taking the piss out of me or are you serious: داری مرا مسخره می کنی یا جدی می گوی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your phone is buzzing: تلفنت داره زنگ میخوره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
incense sticks: عود عودهای خوشبو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cursed house: خانه نفرین شده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our asset has been compromised: مأمورمون لو رفته compromise=در معرض ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left a note to say he would be home late: او یادداشتی گذاشت تا بگوید که دیر ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i left some sandwiches for them to have later: من ساندویچ هایی برایشان گذاشتم تا ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just take someone else's seat it's not done: نمی توانی فقط بنشینی جای کس دیگری—ا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot someone or something: متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of a group of people: از گروهی از مردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her lawyer accused the prosecution of founding its case on insufficient evidence: وکیل وی دادستانی را متهم کرد که پرو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demand attention: طلب توجه کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oh tough luck: چه بدشانس، چه بدشانسی ای ( درواقع ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we completed the project under the supervision of the new manager: ما پروژه را تحت نظارت مدیر جدید به ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
buzz with rumors: شایعه شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cursed girl: دختر نفرین شده مثل انابل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the height of the tourist season: اوج فصل گردشگری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the agreement was a product of compromise between the two government: قرار محصول مصالحه میان دو دولت بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road is clear now: جاده الان باز است
٨ ماه پیش