نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not paying again: الان دومرتبه پول بدم!! من دوباره پو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm still here: من هنوز اینجام.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't care how much it costs just buy it: برام اهمیت نداره چقد قیمت داره فقط ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as soon as you compromise your principles you are lost: زمانی که خط قرمزاتو رد کنی باختی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she packed a change of clothes for the weekend: او یک دست لباس برای آخر هفته با خود ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that desk takes up too much space: آن میز فضای زیادی را اشغال می کند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the researchers found a new way to extract energy from sunlight: محققان راه جدیدی برای استخراج انرژی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i already paid him this morning: من صبح بهش پول دادم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is tough: آدم سختگیریه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to study tonight: من باید امشب درس بخوانم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you still here: هنوز اینجایی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my coworker ratted on me: همکارم زیرابم رو زد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you spot him: آیا او را شناختی؟ spot=بجا آوردن یا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the accident happened on the highway: حادثه روی بزرگراه اتفاق افتاد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the market is in a bear phase: بازار در فاز نزولی قرار داره.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a word in my office: بیا تو دفترم، باید باهات حرف بزنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light the match: کبریت را روشن کن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wicked witch cast a spell on the princess: جادوگر شرور یک جادو بر روی شاهزاده ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her expectations were too high: انتظارات او خیلی زیاد بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you drive me home: می توانی من را به خانه برسانی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's kind of cold in here: اینجا همچی سرده ها اینجا یه جورایی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart one: فرد زرنگ حاضر جواب
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i only use vegetable fats in cooking: من در پخت و پز فقط از چربی های گیاه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they sang merry songs: آنها آهنگ های شادی خواندند.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just leave without saying goodbye it's not done: نمی توانی بدون خداحافظی بروی—این کا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after losing his job he didn't have a pot to piss in: بعد از اینکه کارش را از دست داد، کا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
military support: حمایت نظامی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please light the gas stove: لطفاً اجاق گاز را روشن کنید.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
higher reach: دسترسی بیشتر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i drove my daughter to school: من دخترم را ( با ماشین ) به مدرسه ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i will act upon my word: به قولم عمل کنم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what happened to you yesterday: دیروز چه اتفاقی برایت افتاد؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the result was unexpected: نتیجه غیرمنتظره بود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
investors remain bearish on tech stocks: سرمایه گذاران نسبت به سهام تکنولوژی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the best way to spot a liar: بهترین راه برای تشخیص دروغگو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i keep a change of shoes in the car: من یک دست [جفت] کفش در ماشین نگه می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a curse: اون قدمش نحسه curse=نحس / شوم /بد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smart answer: جواب سریع پاسخ آماده فی البداهه ( ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am kind of glad i didn't win: یه جورایی خوشحالم برنده نشدم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my homework is not done: تکالیف من تمام نشده است.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he'd been struck by a driver long gone: ساعت ها پیش راننده ای با او تصادف ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
produce eggs: تولید تخم : منظور همون تخم گذاشتنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word has just reached me that: الساعه بمن خبر رسیده است که . . . . ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spot trades: معاملات نقدی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the meeting occurs at 3 pm: جلسه ساعت ۳ برگزار می شود.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't expect me to do everything: انتظار نداشته باش که من همه کارها ر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to call the shots: صاحب اختیار بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my father longed for us to explore our passions: پدرم آرزو داشت که ما علایقمان را کش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a change in the weather: تغییری در آب و هوا
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to make space for mark's things: من باید برای وسایل مارک ( برخی ) فض ...
٨ ماه پیش