مدالهای مهدیه مقدم
١٣٣
٨٥
١٤
٠
١١
٣
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
eight balls: تو اسلنگ مواد مخدر یعنی: حدود ۳. ۵ ...
١ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
at the 11th hour: دقیقه نود، لحظه آخر the latest pos ...
٤ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
to toss one's cookies: بالا آوردن، استفراغ کردن
٤ ماه پیش
اولین لایک کردن
-
همه
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
to cut your teeth on something: به دست آوردن تجربه اولیه، برای اولی ...
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
don't be chicken little: نفوس بد نزن
٥ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
get the monkey off your back: �از شر یه مشکل یا بار سنگین خلاص شد ...
٧ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
to cut bait: رها کردن کار، دست برداشتن یا کنار گ ...
٧ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
to run hot: در رابطه با حالت افراد به معنی�عصبا ...
٨ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
cotton to: علاقه داشتن I don't really cotton ...
٨ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
yucking it up: خوشگذرونی کردن، شاد بودن، بلند خندی ...
٨ ماه پیش
ثبت اولین پیشنهاد
-
دیکشنری
-
٨ ماه پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
get in the zone: تمرکز کردن
٨ ماه پیش
اولین دیسلایک کردن
-
همه
١ سال پیش