پیشنهادهای Lendeh. Lor (١١)
٣٦
١ سال پیش
٠
در حقوق : معاونت ، معاونان، همکاری
٢ سال پیش
٠
محسوب شدن
٢ سال پیش
٠
مست شده
٢ سال پیش
١
تملیک ، تملک ، مالک شدن
٢ سال پیش
٠
Consideration = فرض
٢ سال پیش
١
Referring : اشاره کردن
٢ سال پیش
٢
فرا گرفتن مثال : influenza epidemics sweeping the country معنی : اپیدمی آنفولانزا فراگرفت کشور را
٢ سال پیش
١
گرفتن ، کسب کردن ، بدست آوردن
٢ سال پیش
٠
به طور متعارف ، طبق قرارداد
٢ سال پیش
١
خطاب کردن ، خطاب ، خطابه
٢ سال پیش
٠
مخاطب
١