تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

عرش به معنای قوس، معرب ارش فارسی و برابر Arch در انگلیسی می باشد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدیترانه همان دریای ماد می باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

گَنگ با کسره، معادل همان جنگی است. واژه جنگی شلوار پلنگی در مازندران بسیار بکار می رود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

گمش و گمج در زبان گیلکی شرقی به معنای گاومیش است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستاره یاری دهنده آرش تیزتیر.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرش کمانگیر یک شخصیت برجسته ایرانی. آرش از کوهستان رویان به کمک ستاره تیشتر تیر خود را به سمت توران پرتاب کرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایرانی شهروند یا اهل یک منطقه نیست، بلکه یک تفکر و اندیشه ی مذکر است. به تفکر نجیب زادگان، ایرانی و اریایی گویند. در مقابل، به تفکر دیوانگان تورانی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به دیوانگان، توران گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اردشیر یک اسم نیست بلکه یک لقب برای شاه ایران است. نام اردشیر اول کی بهمن درازدست و نام اردشیر سوم اوخوس بوده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خسرو اسم نیست بلکه یک لقب است. درزمانی که به شاهان روم قیصر ( سزار ) گفته می شد، به شاهان فارس خسرو گفته می شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هخامنش یان به انگلیسی Achaemen id، به فارسی عجم ها، بعدتر معرب بنی هاشم از آن درامد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معرب کواد Kaovad، یک استندار ایرانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معرب عجم Achaem

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معرب بنی عجم Achaem

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه واژه منوچهر برمی گردد به مینوچهر و مونچهر، به معنای دارنده چهره ی به مانند ماه. منوچهر بنیان گذار نوش و نوشهر است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اژدها یک واژه فارسی برگرفته از ضحاک عربی است. خود واژه ضحاک یک معرب از واژه آزدهک یا آژی دهاک فارسی میانه است. ریشه واژه آز به دیو آز و آزار برمی گر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه اژدها معرب آزدها، به معنای موجودی که آز و آزار می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابن معرب واژه بن پهلوی به معنای زیر می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثور دادن. قربانی کردن گاو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سکان دار. دارای جایگاه و مقام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پایتخت سرزمین ماد.

پیشنهاد
٠

دریای ماد ( سرزمین ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان مازندرانی غربی به افراد دیوانه "تور" گویند. همچنین یک اصطلاح در زبان گیلکی به عنوان "تورِ رگ" وجود دارد. به نظر می رسد واژه تور و توران در ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشاره ای به معنای انگلیسی زمین؛ ارث earth واژه ای برگرفته از خونیرث فارسی میانه است. احتمالا به معنای همان خانه و ارثیه باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کراسی واژه ای یونانی برابر با کرسی، تخت ها و اورنگ ها در فارسی، و حکومت ها در عربی می باشد. دموکراسی و تئوکراسی هریک کرسی هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

انس ان، انس ها، جمع انس. مترادف ادمیان، ادم ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صابون یک پاژه هندو - اروپایی است که ریشه در زبان پارسی باستان دارد. معادل انگلیسی واژه صاپون، Soap می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمالا تازی در اشاره به ترکان تاجیک است. از شباهت اسم بگذریم، واژگان ترک و تازی همیشه در کنار هم آمده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیمی معرب واژه فارسی کیمیا می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدن یا بودن یک واژه هندو - اروپایی که معادل انگلیسی آن body می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمعه در کنایه به اخرین روز، به معنای روز جمع کردن. Friday در کنایه به اخرین روز، به معنای روز ی که آفرید یا روز خالی شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لوسیفر به معنای شیطان یا خورشید و مادیات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان طبری غرب مازندران به افراد دیوانه تور گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوارزم همان خوار راز ( ری ) فارسی یا خاراکس یونانی است که بعدها واژه خراسان از آن در می آید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عیسی معرب واژه پارسی اشو/اشا است. واژه اشو در پارسی مدرن به شاه و در انگلیسی به jesus تبدیل شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مغول به معنای منگول. کسانی که گیرایی ضعیف دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

اور یک واژه پهلوی به معنای آتش/نور/خورشید. اوروپا به معنای بالاتر از خورشید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم مینا از مینوی، ماه و روشنایی میاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

معنوی معرب واژه ( پارسی مینوی ) ، ( انگلیسی mean ) یا همان "معنای هستی" است، و ریشه در زبان های هندواروپایی دارد. واژه مینوی برگفته از مینو یا همان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبریز tiberias برگردان واژه طبری ها که جز سرزمین پتشخوارگر بود. زبان مردم این منطقه پهلوی بوده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

پهلوی زبانی از خانواده زبانی ایرانی شمال غربی می باشد که تبار زبان های کردی، گیلکی، بلوچی، تاتی و مازندرانی می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

آذربایجان ( آتروپادگان ) بخشی از سرزمین ماد کوچک در پتشخوارگر است. زبان مردم آذربایجان در گذشته پهلوی بوده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هر ۳نام دریای کاسپین ( قزوین ) ، دریای ورکانه ( هیرکانی ) و دریای مازندران ( طبرستان ) درست هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به دلیل وجود درختان مازو، جلگه هیرکانی توسط مردم طبری ماز اندر آن نام گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پارت از پهلو، پهلوی و پهلوانی می آید. مردمانی از طبرستان، گرگان و خراسان ساکن سرزمین پارت بودند. پهلوهای طبری ابداع کنندگان جنگ های پارتیزانی بودند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در زبان مازندرانی ( غرب ) به افراد زشت عُمَر گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وُی ( اوی ) به معنای او می باشد که به اشتباه وِی خوانده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زنگی به معنای تیره پوست. سیاه زنگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقل ِکُل به معنای عقل کُند شده است. کل یک واژه طبری به معنای کند می باشد.