پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
گفتگوهای سرنوشت ساز مذاکرات حساس یا فشرده
امید کسی را ناامید کردن امید کسی را نقش برآب کردن
سقوط به ورطه نابودی
زلم زیمبوی بی ارزش
بیا با صحبت حلش کنیم بیا در موردش صحبت کنیم
فوق العاده بود
وزنت رو ثابت نگه دار
هلاکم
حمله گستره عملیات وسیع
دود شد رفت هوا My money went up my nose.
مردِ عمل
مردِ عمل
جزئیات متعاقبا اعلام خواهد شد
در خطر بودن در موقعیت حساس و خطرناک بودن
گول ظاهرش رو نخور
دیگه برام مهم نیستی از چشمم افتادی
تجمع اعتراضی
عجولانه و سرسری از روی بی فکری ناپخته و خام
پایان شب سیه سپید است
از شنیدنش خوشحال شدم از حرفت خوشم اومد
گند زدن سوتی دادن
از دستت ناراحتم ازت دلخورم از دستت عصبانی ام
با نافرمانی و شجاعت با سرپیچی آگاهانه بدون عقب نشینی
زمان تقاص پس دادن وقت تلافی کردن
در اعتصاب بودن
مورد اصابت قرار گرفتن
نرسیده
کمی رسیده
ارزش پول ملی به شدت در حال کاهش است
قیمت ها سربه فلک کشیده
بگو تا جونت در بیاد
جونم به لبم رسید زبونم مو درآورد
خیلی آزاردهنده ست تو ذوق میزنه
حد و مرز گذاشتن حد و مرز تعیین کردن
بذار خوب تو مخت جا بیفته
سالی نو، حالی نو
شروع تازه
فصل جدیدی از زندگی را آغاز کردن
از نو شروع کردن
به زور یا ناگهانی از قدرت و مقام ساقط کردن برکنار کردن
صرفا دوام آوردن ( نه زندگی کردن )
با ترس و احتیاط دائمی زندگی کردن
زندگی در حالت بقا
به من ربطی داره ؟
بازم تویی ؟!
بهتره بزرگش نکنیم از کاه کوه نسازیم
لرزش و تکان هواپیما تلاطم هوایی
چرخ باربری
دیر و زود داره، سوخت و سوز نداره
گند زدن به خوشی کسی حال گیری کردن