پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠١٧)
سرد و گرم روزگار چشیده دنیا دیده
زرنگ و دنیا دیده
کامل متوجه نشدم
داری میری رو مخم!
نظرت راجع به این قضیه چیه؟
اوضاع بلبشو اوضاع ریدمان
از دو دقیقه بعدت خبر نداری!
اینو داری از خودت درمیاری
تجدید فراش کردن
اجازه بده همینجا حرفتو قطع کنم
قولش قوله سر حرفش هست
ساده و ارزان اما کار راه انداز و دوست داشتنی
فضای دنج
با کسی قرار میذاری؟ با کسی سر قرار میری ؟
تک پر ( وفادار و متعهد به یک نفر )
خسته نباشی
نمیشه. . . ؟ I don't suppose you could lend me a hand for a minute? نمیشه یه دقیقه کمکم کنی؟
میشه. . . ؟ ممکنه. . . ؟ Do you reckon you could take a look at this for me? میشه یه نگاهی به این بندازی؟
میشه. . . ؟ Any chance you could give me a lift? میشه منو برسونی؟
شغل پرنفوذ و مهم
پیاده روی کردن در طبیعت
ابتدای مسیر پیاده روی
مسیر پیاده روی در طبیعت
این اتفاق بهت یه درس حسابی میده درس عبرتی میشه برات
در حال سست شدن در حال تضعیف شدن در حال از هم پاشیدگی در حال فروپاشی
راهتو بکش گمشو برو
اینقدر جلو ما پُز نده
برق زدن چشمها درخشش چشم از روی شادی یا هیجان
رو برگرداندن نگاه خود را دزدیدن
به وضوح دیدن آشکارا متوجه شدن
ای شیطون!
( به کسی یا چیزی ) حس تعلق داشتن
تو کار غرقم سرم خیلی شلوغه
ها؟ چیه؟! آدم ندیدی؟!
علیرغم میل باطنی
پایه ی . . . هستم I'm up for a trip. پایه ی سفر هستم.
لباس راحت و آزاد
( لباس ) جذب ولی نه خیلی تنگ
علاقمند به زبان و فرهنگ انگلیسی
علاقمند به فرهنگ های دیگر
علاقمند به موسیقی و صدای باکیفیت
هی غلت میزدم اما خوابم نمی برد
مثل جنازه خواب رفتم خیلی عمیق خوابیدم
هیچوقت قدیمی نمیشه
از گفتن خودداری کردن امتناع کردن از اظهارنظر
کتاب باز کتاب دوست
غیبت داغِ داغ
مسئولیتش با من نیست
زندگیم روبراهه
به هم ریختن ( برنامه ها )