نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monthly payments: اقساط ماهیانه
١ ماه پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
خپل، تپل یا چاق و چله
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
asset liquidity: نقدشوندگی دارایی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
financial stress: تنش مالی فشار مالی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transaction cost: هزینه مبادله
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
informational imbalance: عدم توازن اطلاعاتی نامتوزانی اطلاعا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transaction friction: اصطکاک معاملاتی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reserve bank of india: بانک مرکزی هند
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
merchant banking: بانکداری تجاری سرمایه گذاری
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's time to leave: وقتشه که بریم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deposit banking: بانکداری مبتنی بر سپرده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
interest bearing loans: اعطای تسهیلات مبتنی بر بهره اعطای ت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
monetary authority: مرجع پولی نهاد پولی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
currency issuance: انتشار اسکناس انتشار پول
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lender of last resort: آخرین مرجع وام دهنده آخرین مرجع اعت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
branch based banking: بانکداری مبتنی بر شعبه بانکداری شعب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
real time transactions: تراکنش های بر خط معاملات آنی
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
excessive leverage: اتکای بیش از حد به اهرم مالی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
play the sympathy card: با جلب ترحم به نفع خود عمل کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're supposed to be: خیر سرت . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a pity party: برای خود دلسوزی کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't snitch: چُغلی نکن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fish for sympathy: دنبال ترحم دیگران بودن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't rat on me: منو لو نده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cry poor: خود را بیچاره نشان دادن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't give me away: منو لو نده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i won't keep you any longer: دیگه بیشتر از این وقتتون نمی گیرم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't stretch it out: الکی کشش نده الکی لفتش نده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in trouble: تو هَچل افتادم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't give yourself away: خودت رو لو نده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was on the edge of my seat: از شدت هیجان، دل تو دلم نبود
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn't wait: دل تو دلم نبود
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
count down the minutes: لحظه شماری کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was dy dying to know: داشتم از فضولی می مردم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i gave up: کم آوردم تسلیم شدم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trip over your words: تُپق زدن موقع حرف زدن کلمات را قاطی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get tongue tied: از شدت استرس، زبان بند آمدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get caught up in the moment: تحت تاثیر جو قرار گرفتن جوگیر شدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get overboard: از روی هیجان زیاده روی کردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got the urge to: زد به سرم . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt like: به سرم زد
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it suddenly occurred to me: یهویی زد به سرم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on your way home: وقتی داری میای خونه . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was stunned: حسابی جا خوردم شاخ درآوردم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was blown away: شاخ درآوردم
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was dumbfounded: از شدت تعجب خشکم زد
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was flabbergasted: از تعجب شاخ درآوردم
١ ماه پیش