نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just don't go there: اصلا راجع بهش صحبت نکن اصلا حرفشم ن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got a lot on: خیلی کار دارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't give it away: بهم نگو چی شد لو نده اسپویل نکن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on totally different wavelengths: تفاهم نداشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you really think you're something: خیلی خودت دست بالا میگیری فکر می کن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have time for this: وقت ندارم با این سروکله بزنم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
alright for some: بد نگذره خوش بحال بعضیا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've got some nerve: خیلی پررویی کردی خیلی جرأت داری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll come straight away: همین الان میام فورا میام
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you please ring me up: میشه اینا رو برام حساب کنید ؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to rub it in: نمیخوام دلتو بسوزونم نمیخوام پز بد ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave the past behind: گذشته رو رها کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i promise: جدی میگم باور کن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look like someone's ready for bed: مثل اینکه خیلی خسته ای
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no choice: چاره ای ندارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did you get up to: تو چیکارا کردی؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gentlest of souls: روح لطیف و مهربان
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be brutally honest: خیلی رک بخوام بگم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get you in: بفرمایید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the early hours: اوایل صبح امروز ساعات اولیه امروز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let the bygones be bygones: گذشته ها گذشته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's highly time: دیگه وقتش رسیده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's sick: خفنه!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why didn't act i sooner: چرا زودتر دست به کار نشدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a glimpse: یه نیم نگاه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go skinny dipping: بدون لباس تو آب پریدن بدون لباس شیر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's tacky: خزه جلفه بی کلاسه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offer someone's condolences: به کسی تسلیت گفتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forge bonds: اوراق جعلی درست کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of courtesy: از روی ادب ملاحظه کسی را کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dialled in: کاملا متمرکز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
advise me: به من اطلاع بده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once i get the thumbs up: وقتی که اوکی ازت گرفتم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tease someone: کسی را دست انداختن با کسی شوخی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
half past two: نیم ساعت از دو گذشته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
always at your service: خاک پاتم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lay my money on it: شرط می بندم که . . .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a frog in my throat: صدام گرفته گلوم گرفته
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take a quick glance at it: یه نگاه سریع بهش بنداز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
offer my deepest sympathies: نهایت همدردیم رو می رسونم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how's the fam: خانواده چطورن؟ بچه ها خوب هستن؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll give him your shout out: بزرگیتو می رسونم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mind your: مراقبِ . . . باش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i need a pick me up: یه چیزی میخوام که حالمو جا بیاره / ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been summoned: اعلیحضرت منو احضار کردن احضار شدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with my very eyes: با همین چشمام
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
for a whole year: برای یکسال کامل به مدت یکسال
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my very: همین
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no backsies: نمیتونی حرفت پس بگیری
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
until i'm blue in the face: اینقدر گفتم که زبونم مو درآورد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep an eye someone: حواست بهش باشه چهار چشمی حواست بهش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's insane: این دیوونگیه باور نکردنیه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mindset shift: تغییر طرز فکر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be envious of somebody: به کسی حسادت کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are on fire: داری می ترکونی!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the house: مجانی بودن رایگان بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's paying off: داره نتیجه میده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she didn't have a single bad bone in her body: یه ذره کینه یا بدی تو دلش وجود نداش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not into it: حال نمیکنم باهاش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm up and down: در حال رفت و آمد هستم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll take your word for it: به حرفتون اعتماد میکنم حرفت قبول می ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i didn't catch that: ببخشید متوجه نشدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do the house up: خانه را بازسازی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd rather not: ترجیح میدم انجامش ندم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm well excited: خیلی خوشحالم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
based on a true story: براساس وقایع واقعی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't contain my excitement: از هیجان نمیدونم چکار کنم از هیجان ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick a number: قابل شمارش نیست آنقدر تعداد زیاده ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pension contributions: پرداخت حق بازنشستگی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where did that come from: این دیگه از کجا اومد؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a lightbulb moment: یکدفعه الهام شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a class: درجه یک
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come up to scratch: استاندارد بودن قابل قبول بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone just loses interest: حوصله همه سر میره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm really excited: خیلی خوشحالم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should i be sitting down: چیز شوکه کننده ای هست که باید بشینم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i almost fell of my chair: جا خوردم باورم نشد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get really emotional: خیلی احساساتی شدن گریه کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i bawled my eyes out: همینجور اشک ریختم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
since we were in nappies: از وقتیکه بچه بودیم از بچگی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a lightbulb moment: یه دفعه بهم الهام شد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a very good idea of: خوب میدونم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never in a month of sundays: هیچ موقع فکرش رو نمی کردم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not just her thing: اصلا چنین آدمی نیست اهل این حرفا نی ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in the nick of time: دقیقا به موقع رسیدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in two ticks: دو دقیقه دیگه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a little birdie: از کلاغه. .
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got to: موقعیتش برام پیش اومد فرصت پیش اومد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a feel of something: حال و هوای چیزی را بدست آوردن قلق چ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get another thing coming: سخت در اشتباه بودن خیلی اشتباه کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a walking ray of sunshine: آدم خوشرو و مثبت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a gift from god: خیلی کمک می کنه او یه نعمته!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a gift from god: نعمت موهبت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't have it all: نمیشه همه چیز خوب را همزمان داشت نم ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a lovely touch: چه تغییر قشنگی!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not half an hour ago: کمتر از نیم ساعت پیش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spoke my mind: حرف دلمو زدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
deemed as: خطاب شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave a very bitter taste in my mouth: حس تلخ و ناراحت کننده به جا گذاشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not gonna lie: راستشو بگم دروغ نگم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in shock: در حالت شوک بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've just had enough: دیگه نمیتونم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw out the rulebook: روال معمول بذار کنار مثل بقیه رفتار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saved face: آبرومو خریدم آبروداری کردم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i won't settle for anything less: به کمتر از این قانع نمیشم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not going to take no for an answer: حرف نه ازت قبول نمیکنم
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neuroscience: عصب پژوهی
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
save money: در هزینه ها صرفه جویی کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no big deal: مهم نیست فدای سرت موضوع مهمی نیست چ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just around the corner: در شرف وقوع همین دور و برا همین حوا ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retracement: اصلاح حرکت اصلاحی
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
second to the last: عدد ماقبل اخر
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fiber: فیبر یا تک ارز ( اسم مستعار یورو )
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ascertainment: احراز
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
offset: جبران کردن مابه التفاوت
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spread: شکاف قیمت اختلاف قیمت اسپرد مابه تف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intra firm: درون بنگاهی
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ask: درخواست خرید
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proprietorship: مالکیت انحصاری
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't want to impose: نمیخوام مزاحم بشم مزاحم نمیشم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're not imposing: مزاحم نیستی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lovely to have you: خوش آمدید
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
faux fur coat: پالتوی خز مصنوعی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i could murder a cup of tea: یه چایی الان حسابی می چسبه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not trust somebody an inch: به هیچکس ذره ای اعتماد نداشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit someone up for something: رو زدن به کسی برای چیزی از کسی چیز ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in the pickle: تو دردسر افتادم تو هچل افتادم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it just works: خیلی عالیه! خودشه!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you never: شوخی میکنی؟!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the hang of it: یاد گرفتن قلق چیزی بدست آوردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a stab at it: خودم امتحان کردم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is it definite: حتمیه؟ قطعیه؟ صددرصده؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're gonna dance to my tune: باید به ساز من برقصی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't blame you at all: کاملا بهت حق میدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prick someone's conscience: وجدان کسی را بیدار کردن به کسی عذاب ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a fortnight: دو هفته دیگه ظرف دو هفته دیگه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuzzy socks: جوراب پشمالو جوراب کرکی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get rooked: سر کسی کلاه گذاشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm about to home: میخوام برم خونه دارم میرم خونه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub it in someone's face: پز چیزی را به کسی دادن به رخ کشیدن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got poor eyesight: چشمام ضعیفه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get snagged: نخ کش شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being railroaded: کسی را در منگنه گذاشتن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uncap the pen: در خودکار رو بردار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was on the tip of my tongue: نوک زبونم بود که بگم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the lid on it: صداشو جایی در نیار صداشو در نیار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it for a spin: بریم یه دور بزنیم بریم یه چرخ بزنیم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being raw: رفتار عجیب و از روی شوک
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not a big deal: چیز خاصی نیست سخت نگیر اهمیتی نداره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are square: حساب بی حساب
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come hand in hand with: دوشادوش یکدیگر
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throughput rate: نرخ گذردهی
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prosaic: متداول
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underreaction: فروکنش
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time for bed: وقت خوابه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on time: به موقع بیا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm annoyed: اعصابم خورده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm frustrated: کلافه ام
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm off today: امروز حال و حوصله ندارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm overwhelmed: ظرفیتم پر شده از پا در آمدم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm swamped with work: خیلی سرم شلوغه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time's ticking: عجله کن زمان داره میگذره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it aside: بذارش کنار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you indulge me: اگر اجازه بدی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it'll all work itself out: خودبخود حل میشه به مرور درست میشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just a smidge: فقط یه ذره
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a seizure: دچار تشنج شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spill all the tea: کل ماجرا را تعریف کردن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the tea: چه خبر؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's uncharacteristic of someone to do something: همچین کاری از او بعیده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stucking: گیر سه پیچ
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm over the drama: من حوصله این داستانها ندارم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do go berserk: من که قاط زدم!
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cracks me up: باعث خندم میشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's spitting: تازه شروع به باریدن کرده یه نمه بار ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it caught my eyes: چشمم رو گرفت
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cost you no money: هیچ خرجی رو دستت نمیذارن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't dawdle any way: به هیچ وجه لفتش نده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my offer still stands: هنوز پیشنهادم سرجاشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dawdle on: قفلی زدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
royal vibe: سلطنتی طور
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's bugging me: رو مخمه آزارم میده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm verbose: من ور زیاد میزنم
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was the right call: تصمیم درستی بود
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mole making: خالکوبی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frenzied followers: پیروان دو آتیشه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuller figure: هیکل تپل
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
curvy body: بدن توپر
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
belly pouch: زیر شکم
٦ ماه پیش