نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tidbit: نکته
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull through your nose: پول زور دادن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back in fashion: دوباره مد شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let out a fart: باد دادن گوزیدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't snap at me: به من نپر سرم داد نزن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pile something high: تلنبار کردن روی هم چیدن خیلی پر کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a dirty look: چپ چپ نگاه کردن سنگین نگاه کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that so and so: فلان فلان شده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm at the door: من دم در هستم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overspeeding: سرعت غیر مجاز
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
family oriented: خانواده دوست خانواده محور
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skimpy clothes: لباس خیلی کوتاه و لختی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a bank transfer: کارت به کارت کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neither money nor beauty: نه پول داره نه قیافه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i blundered: بیجا کردم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anything can happen between now and then: یه سیب بندازی بالا، هزار تا چرخ میخ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this place is lit: اینجا خیلی باحاله فضا ترکونده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i screwed up: گند زدم غلط کردم اشتباه کردم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dry texting: خشک، سرد و بی حال پیام دادن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
profile shot: عکس نیمرخ Side profile
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
he is off his rocker: یه تختش کمه کم داره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bootleg copy: نسخه غیرقانونی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it won't stop the apocalypse: دنیا که با آخر نرسیده آسمون که به ز ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone on the back burner: تو آب نمک گذاشتن کسی را در اولویت آ ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a few screws loose: یه تختش کمه!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blind box: جعبه شانسی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
waist up shot: عکس کمر به بالا Half - body shot
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get beef with someone: شاکی بودن/ مشکل داشتن با/ دلخور بود ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give him a taste of his own medicine: باهاش همون جوری رفتار کن که خودش با ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
resell market: بازار فروش اجناس دست دوم اما با قیم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm flying solo: من تک پرم تنها میپرم یک عقاب همیشه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maybe it's a blessing in disguise: شاید یک حکمتی توش بوده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was below the belt: بی انصافی بود نامردی بود
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boost engagement: افزایش تعامل بالا بردن تعامل
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
half body shot: عکس کمر به بالا Waist - up shot
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop shilly shallying: دست دست نکن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've had it with you: دیگه به اینجام رسیده!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my phone is frozen: گوشیم هنگ کرد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on the fence about it: دودلم مردد هستم i'm hesitant دوبه ش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you cut me a deal: میشه بهم تخفیف بدی ؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the home straight: به پایان یک کار سخت نزدیک شدیم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it has hit us pretty hard: پدرمون در آورده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i run this by you: یه سوال ازت بپرسم؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go by the book: طبق قوانین پیش رفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can i hit the restroom: میشه برم دستشویی؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the restroom: دستشویی رفتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
should i say or not: بگم یا نگم؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my appetite was gone: اشتهام کور شد
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it hit me the wrong way: بهم نمی سازه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not over yet: هنوز تموم نشده
٩ ماه پیش