نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm about to home: میخوام برم خونه دارم میرم خونه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rub it in someone's face: پز چیزی را به کسی دادن به رخ کشیدن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got poor eyesight: چشمام ضعیفه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get snagged: نخ کش شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being railroaded: کسی را در منگنه گذاشتن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uncap the pen: در خودکار رو بردار
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was on the tip of my tongue: نوک زبونم بود که بگم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep the lid on it: صداشو جایی در نیار صداشو در نیار
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take it for a spin: بریم یه دور بزنیم بریم یه چرخ بزنیم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
being raw: رفتار عجیب و از روی شوک
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not a big deal: چیز خاصی نیست سخت نگیر اهمیتی نداره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are square: حساب بی حساب
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come hand in hand with: دوشادوش یکدیگر
٩ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
throughput rate: نرخ گذردهی
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prosaic: متداول
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
underreaction: فروکنش
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time for bed: وقت خوابه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on time: به موقع بیا
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm annoyed: اعصابم خورده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm frustrated: کلافه ام
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm off today: امروز حال و حوصله ندارم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm overwhelmed: ظرفیتم پر شده از پا در آمدم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm swamped with work: خیلی سرم شلوغه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time's ticking: عجله کن زمان داره میگذره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put it aside: بذارش کنار
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you indulge me: اگر اجازه بدی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it'll all work itself out: خودبخود حل میشه به مرور درست میشه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just a smidge: فقط یه ذره
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a seizure: دچار تشنج شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spill all the tea: کل ماجرا را تعریف کردن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the tea: چه خبر؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's uncharacteristic of someone to do something: همچین کاری از او بعیده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stucking: گیر سه پیچ
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm over the drama: من حوصله این داستانها ندارم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do go berserk: من که قاط زدم!
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cracks me up: باعث خندم میشه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's spitting: تازه شروع به باریدن کرده یه نمه بار ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it caught my eyes: چشمم رو گرفت
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cost you no money: هیچ خرجی رو دستت نمیذارن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't dawdle any way: به هیچ وجه لفتش نده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my offer still stands: هنوز پیشنهادم سرجاشه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dawdle on: قفلی زدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
royal vibe: سلطنتی طور
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's bugging me: رو مخمه آزارم میده
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm verbose: من ور زیاد میزنم
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was the right call: تصمیم درستی بود
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mole making: خالکوبی
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frenzied followers: پیروان دو آتیشه
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuller figure: هیکل تپل
٩ ماه پیش