نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
morally reprehensible: داری اخلاق گند و افتضاح
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lock is jammed: قفل گیر کرده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
physically repulsive: زشت و بیریخت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone through to somebody: تماس تلفنی کسی را به کسی وصل کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lock is stuck: قفل در گیر کرده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm in a bind: تو دردسر افتادم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your voice is breaking up: صداتو بد دارم صدات قطع و وصل میشه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wait a tick: یه لحظه صبر کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my ring is stuck on my finger: حلقه ام توی انگشتم گیر کرده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay somebody a compliment on: از کسی راجع به چیزی تعریف و تمجید ک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't meant to eavesdrop: قصد فالگوشی نداشتم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't trust her an inch: اصلا بهش اعتماد نکن یه ذره هم بهش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the baby in arms: بغل کردن بچه بغل گرفتن بچه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i almost choked: داشتم خفه میشدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's blowing my mind: دارم شاخ در میارم مغزم سوت کشید باو ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not feeling it: حسش نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
approach a problem: حل مسئله مواجهه با مشکل
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow out the candles: شمع ها را فوت کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are w: خیلی کارت درسته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid routine: برنامه منظم و ثابت روال محکم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't blow your chance: لگد به بختت نزن شانست از دست نده شا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep calling somebody: مدام اسم کسی را صدا زدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you haven't heard the last of me: حالا حالاها باهات کار دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall grace: از چشم کسی افتادن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
who on the earth: کی آخه . . . . ؟ اصلا کی . . . . ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
declare a ceasefire: اعلام آتش بس
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looks great: ظاهرش عالیه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're my soul mate: تو لنگه ی گمشده منی تو نیمه گمشده م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold a grudge against somebody: از کسی کینه به دل گرفتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ah that's more like it: حالا شد یه چیزی، این بهتره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
data plans: بسته های اینترنتی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
easy easy cool down: آروم باش
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prepaid sim card: سیم کارت اعتباری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's so unfair: خیلی نامردیه خیلی ناعادلانه ست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't give it a shit: اهمیتی نمیدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat less live more: کمتر بخور، بیشتر عمر کن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thinking is difficult that's why most people judge: فکر کردن سخته، به همین دلیله که بیش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squint one's eyes: چشمها را تنگ کردن چشمها را جمع کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear with me please: لطفا با من صبوری کنید لطفا با من مد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wouldn't wish something on anyone: چیزی را برای کسی آرزو نمیکنم آن چیز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your luck has rubbed off on me: شانس تو به منم سرایت کرده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i would be offended: بهم بر میخوره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wouldn't wish on my worst enemy: آنقدر بده که برای بدترین دشمنم هم ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll take it personally: به خودم میگیرم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be attended to: به کاری رسیدگی کردن خدمت کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now's not a good time for me: الان حال و حوصله ندارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you been attended to: آیا به کار شما رسیدگی شده است؟ آیا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't do a jimmy jump: یه دفعه نپر وسط مزاحم نشو خودتو نند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have bad reception: خط نمیده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in work: شاغل بودن در حال انجام کار یا فعالی ...
٨ ماه پیش