نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plastic surgery addict: معتاد به جراحی پلاستیک معتاد به انج ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm hanging by a thread: زندگیم به تار مویی بنده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get your bearings: شرایط رو بسنج سعی کن دستت بیاد چی ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pinky dinky: کوچولو موچولو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on a mission: در حال انجام ماموریت بودن ماموریت د ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really go in for: واقعا . . . دوست دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
street peddler: دستفروش خیابانی Street vendor
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whose fault was it: تقصیر کی بود؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rushing things: عجله کاری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have snow on the roof: سفید شدن مو
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sort of giant: یه جورایی خیلی بزرگ
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're acting weird: رفتارت عجیبه داری عجیب رفتار می کنی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bungalows: کلبه چوبی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got you by the short hairs: تحت کنترل منی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get someone by the short hairs: کسی را تحت کنترل درآوردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overlook the sea: مشرف به دریا بودن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see someone on a bad light: به دید منفی به کسی نگاه کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see someone in a good light: به دید مثبت به کسی نگاه کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep somebody at bay: دور نگه داشتن کسی از خود کسی را در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm gonna make you: یه کاری میکنم . . . I'll make you
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got everything covered: حواسم به همه چی هست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
either way is ok: هر جوری
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pine for somebody: به شدت دلتنگ کسی شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll make you: یه کاری میکنم . . . I'll make you ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give someone a cold shoulder: تحویل نگرفتن بی اعتنایی کردن بی محل ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be full of yourself: انقدر رو خودت حساب نکن!
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
old school parenting: شیوه سنتی والدگری فرزندپروری به سبک ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm trying to give you a heads up: دارم بهت هشدار ( خبر ) میدم دارم از ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
stimulate: رونق بخشیدن بهبود بخشیدن تقویت کردن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
sneak peek: پیش نمایش نگاه دزدکی نگاه قایمکی نی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
military base: پایگاه نظامی
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a put off: ناامید کننده بود It was disappointi ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was put off: ناامید شدم I was disappointed
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wish you were there: جای شما خالی جات خالی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get loosen: گشاد کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bird flu strain: سویه آنفولانزای پرندگان نوعی ویروس ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blend on: جذب شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for someone's age: با توجه به سنش نسبت به سنش She spea ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you forced my hand: مجبورم کردی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
clump on: گلوله گلوله شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the phone call was cut off: تماس قطع شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a shot of coffee: یه شات قهوه خوردم یه شات قهوه زدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a vow: نذر کردن عهد بستن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
first outbreak of: اولین شیوع . . نخستین شیوع . .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody chills: تن کسی مورمور کردن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cake on: ماسیدن کرم ماسیدن کرم پودر
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wait what: میشه دوباره بگی؟ چی گفتی ؟
٨ ماه پیش