نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a non starter: اصلا قابل بحث نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wouldn't trade you for the world: تو رو با دنیا عوض نمی کنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just a quick heads up: فقط خواستم زود خبرت بدم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't make it to your party: نمیتونم بیام مهمونیت
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm totally chill: من کاملاً خونسردم خیلی آرومم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's a people pleaser: همیشه سعی می کنه دیگران راضی کنه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she can't say no to anyone: نمیتونه به کسی نه بگه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i strained my back: کمرم رگ به رگ شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that sounds rough: چه بد !
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you with me: حواست هست ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
parent teacher meeting: جلسه اولیا و مربیان انجمن اولیا و م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're going to make it: موفق میشیم موفق خواهیم شد
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's no turning back: دیگه راه برگشتی نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proceed with caution: با احتیاط پیش رفتن با احتیاط گام بر ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm just hurt: فقط دلخورم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got a cold: سرما خوردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've caught a cold: سرما خوردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'm coming down with a cold: فکر کنم دارم سرما می خورم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i came down with a cold: سرما خوردم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not feeling great today: امروز حالم خوب نیست
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a bit under the weather: کمی ناخوش احوال هستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm feeling pretty rough: حالم خیلی تعریفی نداره
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not at my best today: امروز سرحال نیستم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been feeling off all dayb: کل روز حالم یه جوری بود تمام روز اح ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this cold really hits me: این سرماخوردگی حسابی داغونم کرده
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't stick your nose in my face: تو کار من دخالت نکن تو کارم فضولی ن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm on my way out: دارم میرم بیرون
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
empty stomach: شکم خالی معده خالی
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm pumped: هیجان زده ام
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things will get better: اوضاع بهتر میشه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't shit yourself: الکی خودتو نگران نکن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never get enough of something: از دیدن چیزی سیر نشدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have coitus: رابطه جنسی داشتن
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
olive with the pit: زیتون هسته دار زیتون با هسته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got a lot on my plate: کلی کار دارم خیلی کار دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boiled beetroot: لبوی پخته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chalk it up to inexperience: به حساب بی تجربگیم بذار
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop being such a baby: بچه بازی در نیار خودت لوس نکن دست ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have connections: پارتی دارم آشنا دارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pitted olives: زیتون بدون هسته
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm tied up at the moment: فعلا گرفتارم
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where are you heading: مسیرتون کجاست؟ کجا میری ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what if she says no: اگه بگه نه چی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just feel so empty: احساس پوچی می کنم
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
trial balance: تراز آزمایشی
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
intellectual disability: ناتوانی ذهنی کم توانی هوشی عقب ماند ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's gone out the window: فلان چیز کنسله
٨ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a thief thinks everyone steals: کافر همه را به کیش خود پندارد
٨ ماه پیش