پیشنهادهای الهام (١٤)
٧٢
٢ سال پیش
٤
یکمی ( مثلا: یکمی استراحت کن )
٢ سال پیش
-١
مریض شدم
٢ سال پیش
١
( اون لباس یا. . . ) بِهت میاد.
٢ سال پیش
٠
رابطه ی عاطفی
٢ سال پیش
٣
چیزی حالیش نیست
٢ سال پیش
٣
منفعل بودن، مشارکت نداشتن
٢ سال پیش
٩
مطرح شدن ( سوال ) ( مثلا در جلسه امتحان )
٢ سال پیش
٠
بابت تماس کسی، مجددا با وی تماس گرفتن
٢ سال پیش
١
بابت تماس کسی، مجددا با اون تماس گرفتن
٢ سال پیش
٠
برگرداندن یا مرجوع کردن چیزی از طریق پست، پیشخدمت و. . .
٢ سال پیش
٥
ترک کردن ( رفتن /خارج شدن ) از جایی، به ویژه برای انجام کاری
٢ سال پیش
٢
ترک کرد ( رفتن ) از جایی، به خصوص برای انجام کاری
٢ سال پیش
٦
قطع شدن راه ارتباطی ( مسیر ) جدا شدن چیزی از چیز دیگر بطوریکه ورود یا خروج مشکل شود
٢ سال پیش
٠
used to say that you don't know the answer to something syn: search me