جدیدترین پیشنهادها
پیشنهادی موجود نیست.
جدیدترین ترجمهها
١ روز پیش
Perhaps you'll be able to snatch a couple of hours' sleep before dinner.
٠
شاید همه شما قبل از شام بتوانید چند ساعتی بخوابید.
١ روز پیش
The eagle swooped down to snatch a young rabbit.
٠
عقاب برای ربودن خرگوش جوان به سمت پایین شیرجه زد.
١ روز پیش
She managed to snatch the gun from his hand.
٠
او موفق شد که اسلحه را از دست او برباید.
١ ماه پیش
I had to really grovel to the bank manager to get a loan.
٠
مجبور شدم برای گرفتن وام چاپلوسی مدیر بانک را بکنم.
٢ ماه پیش
It was clear that, wittingly or unwittingly, he had offended her.
٠
مشحص بود که او دانسته یا ندانسته به او توهین کرده است.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.