٢ رأی
٣ پاسخ
٥٧١ بازدید

her heart was beating rapidly, and her throat was dry. She felt like a scared child again.  معادل فارسی felt like a scared child چیه؟ A bit dizzy  کسی میتونه کمک کنه توی ترجمش؟ ممنون میشم ❤️

٢٠١
٢ سال پیش
٥ رأی

قلبش به تندی می تپید و گلویش خشک شده بود. دوباره احساس می کرد  همانند کودکی هراسان است. 

٢ سال پیش