دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
enforcement: نقش [اسم] دارد و به معنی [اجبار] است اما نه هر اجباری، بلکه مجبور کردن به رعایت چیزی مطابق با یک قانون یا یک تعهد. درضمن هنگام ترجمه، ...
گنجاندن عبارات زیر در ساختار جملات می تواند در یافتن ترجمه ی روان تر کمک کننده باشد: مانع شدن مانع بودن مانع شدن از اینکه . . . . . مانع از این شد ...
امرکننده و جبرگرا مجبورکننده مثال: forceful personality is needed for this job این شغل نیازمند یک شخصیت جبّار است. مثلاً شغلی که شخص مدام باید دس ...
برکنار کردن
بصیرت، فهم ذاتی، بینش شخصی وقتی که بدون هیچ منطق، قانون و علم مستقیمی که از پیش آموخته شده باشد، به طور صحیح و بی واسطه چیزی را بفهمیم، حس کنیم یا ک ...
جدیدترین ترجمهها
یک کودک تخیل گرا. ( یعنی کودکی که قدرت تخیل او زیاد است و احتمالاً علاقه ی زیادی به تخیل کردن دارد. ) به کار بردت واژه ی ( خلاق ) در اینگونه موارد مو ...
شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه معامله ای در حال انجام بود.
تا زمانِ بازگشت او، به ما اجازه دهید تا همه چیز را آماده کنیم.
تا زمان انجام تحقیقات بیشتر، فروش مواد مخدر متوقف شده است.
دسته ای از کودکان اطراف ون بستنی فروشی ایستاده بودند.