دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٣,٦٣٦
رتبه
رتبه در دیکشنری
٣٣٠
لایک
لایک
١,٣٧٤
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٥٣

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

enforcement: نقش [اسم] دارد و به معنی [اجبار] است اما نه هر اجباری، بلکه مجبور کردن به رعایت چیزی مطابق با یک قانون یا یک تعهد. درضمن هنگام ترجمه، ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

گنجاندن عبارات زیر در ساختار جملات می تواند در یافتن ترجمه ی روان تر کمک کننده باشد: مانع شدن مانع بودن مانع شدن از اینکه . . . . . مانع از این شد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

امرکننده و جبرگرا مجبورکننده مثال: forceful personality is needed for this job این شغل نیازمند یک شخصیت جبّار است. مثلاً شغلی که شخص مدام باید دس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

برکنار کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

بصیرت، فهم ذاتی، بینش شخصی وقتی که بدون هیچ منطق، قانون و علم مستقیمی که از پیش آموخته شده باشد، به طور صحیح و بی واسطه چیزی را بفهمیم، حس کنیم یا ک ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
an imaginative child
دیدگاه
٠

یک کودک تخیل گرا. ( یعنی کودکی که قدرت تخیل او زیاد است و احتمالاً علاقه ی زیادی به تخیل کردن دارد. ) به کار بردت واژه ی ( خلاق ) در اینگونه موارد مو ...

تاریخ
٤ سال پیش
متن
There were whispers that a deal was pending.
دیدگاه

شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه معامله ای در حال انجام بود.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Pending his return let us get everything ready.
دیدگاه

تا زمانِ بازگشت او، به ما اجازه دهید تا همه چیز را آماده کنیم.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Sales of the drug have been stopped, pending further research.
دیدگاه

تا زمان انجام تحقیقات بیشتر، فروش مواد مخدر متوقف شده است.

تاریخ
٥ سال پیش
متن
A cluster of children stood around the ice cream van.
دیدگاه
٣

دسته ای از کودکان اطراف ون بستنی فروشی ایستاده بودند.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.