پیشنهادهای Ramin sa (٥٤)
هیچ چیزی، مطلقاً هیچی absolutely nothing there's fuck else to do around here.
چیزی با کسی احتیاج به بهبود عملکرد داشته باشد می تونه بهتر بشه یا اصلاح بشه جای اصلاح شدن دارد The phrase "could use some work" is grammaticall ...
کسی را به قصد انتقام کتک زدن، ضرب و شتم تلافی جویانه punish them by hitting them many times
گرفتن احساس آرامش و اطمینان از چیزی get a feeling of relief or reassurance from something
آماده ( خدمت ) بودن something was inevitable or certain to happen, particularly in the context of providing something or making an offer Example: ...
در بریتانیایی ضعیف، ناتوان، قدرت و اراده مردانه نداشتن ineffectual or weak, someone failing to show masculine strength or determination
شبیه به، مشابه، داشتن ویژگی های مشابه به. . . having the characteristics of; similar to.
جرمی که که مجازاتش اعدام از طریق به دار آویختن است A crime so serious that it is punishable by means of death by hanging
تغییر مسیر دادن در جاده یا خیابان
تن فروش بودن، روسپی گری
در بریتانیایی به معنای پخش اطلاعات و شایعات می باشد
کار خارق العاده کردن do something remarkable or sensational
to make someone feel confused or unhappy باعث ناراحتی کسی شدن، معذب کردن کسی، گیج کردن کسی
of a criminal - with positive proof of guilt جرم قابل اثبات
( idiomatic, informal ) To enthusiastically accept an offer. مشتاقانه پیشنهاد کسی را پذیرفتن
خرید یا فروش چیزی به بهای بسیار ناچیز
سرگردانی، توسط جریانی به این سو و آن سو برده شدن، پرسه بی هدف
to be carried by a current or to wander, ramble, meander, or amble
با سرعت و سرگرم بودن ( شلوغ بودن سر ) مشغول کاری شدن
یاد دادن کاری به کسی ( مثل کارهای منزل و بچه داری و . . . )
کمک کردن ( در انجام دادن کار )
باور کردن چیزی بعنوان حقیقت وقتی به گوینده آن اعتماد دارید
گوش ایستادن، یواشکی گوش کردن، استراق سمع
از چیزی به نفع خود استفاده کردن
اثر گذاشتن بر کسی یا چیزی که آنرا تغییر دهد ( معمولا بصورت منفی )
حرف زدن کسی آهسته تر شده و بعد متوقف شود، به مرور از سخن باز ایستادن
در سمت دیگر ترازو: یعنی جوابی یا توضیحی در برابری یک مسئله یا پرسش
آسیب زدن به کسی یا چیزی، تحقیر کردن کسی، اذیت و آزار کسی در طی زمان
ساختمانی اضافه شده به ساختمان اصلی
گفتن حرفهای غیرمنصفانه و منفی برای برتری جویی بر شخص دیگر، حرفهای نیش دار ، حرفهای زهردار
( باعث شوند که مایعات ) به آهستگی و مقدار کم جاری شوند مانند خارج شدن آب از دهان ، شُرّه کردن
( در بریتانیایی ) گناهکار شناخته شدن و فرستاده شدن به زندان
وقتی بین دو اسم قرار میگیرد ( - cum - ) ترکیبی از هر دو را توصیف میکند
اتاقی که هم بعنوان آشپزخانه و هم اتاق ناهارخوری استفاده می شود
( غیر رسمی ) گیج کردن و دستپاچه کردن کسی بطوریکه در شرح و توضیح دادن مسئله ای ناتوان گردد
دستپاچه شدن
( در بریتانیایی غیر رسمی ) دستمال توالت
( در بریتانیایی ) راهنما زدن در هنگام رانندگی
ناخوش ، بیمار، دارای مشکل روحی روانی، خل وضع
استراحت کردن، نشستن و ریلکس کردن
کیسه زباله
نمایشی از مهارت فوق العاده ( معمولاً ورزشی )
خارج شدن از جایی در یک یا چند صف
کشتن کسی
When someone spins you a line, they are trying to deceive you by lying
سعی در فریب کسی با دروغ
سر کسی فریاد زدن یا بصورت ناگهانی و شدید از کسی بدون دلیل موجه انتقاد کردن
پلیس در زبان محاوره ای بریتانیا
حمله کردن و یا کشتن کسی بوسیله خفه کردن، گلوی کسی را برای کشتن فشار دادن
گرز چوبی