تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

هیچ چیزی، مطلقاً هیچی absolutely nothing there's fuck else to do around here.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

چیزی با کسی احتیاج به بهبود عملکرد داشته باشد می تونه بهتر بشه یا اصلاح بشه جای اصلاح شدن دارد The phrase "could use some work" is grammaticall ...

پیشنهاد
٠

کسی را به قصد انتقام کتک زدن، ضرب و شتم تلافی جویانه punish them by hitting them many times

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن احساس آرامش و اطمینان از چیزی get a feeling of relief or reassurance from something

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آماده ( خدمت ) بودن something was inevitable or certain to happen, particularly in the context of providing something or making an offer Example: ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در بریتانیایی ضعیف، ناتوان، قدرت و اراده مردانه نداشتن ineffectual or weak, someone failing to show masculine strength or determination

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شبیه به، مشابه، داشتن ویژگی های مشابه به. . . having the characteristics of; similar to.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جرمی که که مجازاتش اعدام از طریق به دار آویختن است A crime so serious that it is punishable by means of death by hanging

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تغییر مسیر دادن در جاده یا خیابان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تن فروش بودن، روسپی گری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بریتانیایی به معنای پخش اطلاعات و شایعات می باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کار خارق العاده کردن do something remarkable or sensational

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

to make someone feel confused or unhappy باعث ناراحتی کسی شدن، معذب کردن کسی، گیج کردن کسی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

of a criminal - with positive proof of guilt جرم قابل اثبات

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( idiomatic, informal ) To enthusiastically accept an offer. مشتاقانه پیشنهاد کسی را پذیرفتن

پیشنهاد
٠

خرید یا فروش چیزی به بهای بسیار ناچیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرگردانی، توسط جریانی به این سو و آن سو برده شدن، پرسه بی هدف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to be carried by a current or to wander, ramble, meander, or amble

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سرعت و سرگرم بودن ( شلوغ بودن سر ) مشغول کاری شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاد دادن کاری به کسی ( مثل کارهای منزل و بچه داری و . . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمک کردن ( در انجام دادن کار )

پیشنهاد
٠

باور کردن چیزی بعنوان حقیقت وقتی به گوینده آن اعتماد دارید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوش ایستادن، یواشکی گوش کردن، استراق سمع

پیشنهاد
٠

از چیزی به نفع خود استفاده کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اثر گذاشتن بر کسی یا چیزی که آنرا تغییر دهد ( معمولا بصورت منفی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرف زدن کسی آهسته تر شده و بعد متوقف شود، به مرور از سخن باز ایستادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در سمت دیگر ترازو: یعنی جوابی یا توضیحی در برابری یک مسئله یا پرسش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسیب زدن به کسی یا چیزی، تحقیر کردن کسی، اذیت و آزار کسی در طی زمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساختمانی اضافه شده به ساختمان اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گفتن حرفهای غیرمنصفانه و منفی برای برتری جویی بر شخص دیگر، حرفهای نیش دار ، حرفهای زهردار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( باعث شوند که مایعات ) به آهستگی و مقدار کم جاری شوند مانند خارج شدن آب از دهان ، شُرّه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( در بریتانیایی ) گناهکار شناخته شدن و فرستاده شدن به زندان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

وقتی بین دو اسم قرار میگیرد ( - cum - ) ترکیبی از هر دو را توصیف میکند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتاقی که هم بعنوان آشپزخانه و هم اتاق ناهارخوری استفاده می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( غیر رسمی ) گیج کردن و دستپاچه کردن کسی بطوریکه در شرح و توضیح دادن مسئله ای ناتوان گردد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستپاچه شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در بریتانیایی غیر رسمی ) دستمال توالت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( در بریتانیایی ) راهنما زدن در هنگام رانندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناخوش ، بیمار، دارای مشکل روحی روانی، خل وضع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استراحت کردن، نشستن و ریلکس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کیسه زباله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایشی از مهارت فوق العاده ( معمولاً ورزشی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خارج شدن از جایی در یک یا چند صف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشتن کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

When someone spins you a line, they are trying to deceive you by lying

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سعی در فریب کسی با دروغ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سر کسی فریاد زدن یا بصورت ناگهانی و شدید از کسی بدون دلیل موجه انتقاد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پلیس در زبان محاوره ای بریتانیا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمله کردن و یا کشتن کسی بوسیله خفه کردن، گلوی کسی را برای کشتن فشار دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرز چوبی

١