دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣٤٧
رتبه در دیکشنری
٦,٨٥٨
لایک
٣١
دیسلایک
٤
جدیدترین پیشنهادها
١ ماه پیش
١
موقعیتی رو تصور کن برای اولین بار میخای بری جلوی تریبون سخنرانی کنی، حس میکنی همه نگات میکنن توی کانون توجهی و قراره همه بهت بخندن، اون حس رو بهش میگ ...
١ ماه پیش
٠
یعنی رها کردن ، رها شده، مثال:سگی که قلادشو باز میکنن، رها شده ، آزاد شده
٣ ماه پیش
٠
خارش، از نوع خارشی که موقع گزش پشه ایجاد میشود
٣ ماه پیش
-١
دکتر محمدشکیبی نژاد نمیشد حالا اینجا دکتر بودنتو به رخمون نکشی بزرگوار
٣ ماه پیش
٠
بنده این عبارت رو دقیقا در مورد زندانی شدن یک فرد در یک سلول شنیدم، ینی در مورد زندانی شدن استفاده شد
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.